ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٧٠ - ٢٠١ < ١٢٠١ > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است هنگاميكه شخصى از احاديث مجعوله و خبرهاى گوناگون(معارض يكديگر) كه در دست مردم و ميان ايشان منتشر است پرسيد
عمل مىنمايد.
٨ و از رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- (گاهى به مقتضاى وقت و زمان) سخنى صادر مىشد كه داراى دو معنى بود، سخنى كه به چيز و وقت معيّنى اختصاص داشته و سخنى كه همه چيز و همه وقت را شامل بود (آن هر دو سخن بصورت يكى مىنمود، ولى از قرينه مقام و جهات ديگر مراد ظاهر مىشد و اشتباه مرتفع مىگشت) پس كسيكه نمىدانست خدا و رسول او- صلّى اللَّه عليه و آله- از آن سخن چه خواستهاند آنرا مىشنيد و از روى نفهمى بر خلاف واقع و بر ضدّ آنچه بآن قصد شده و بغير آنچه براى آن بيان گشته معنى و توجيه مىنمود، ٩ و چنين نبود كه همه اصحاب رسول خدا- صلّى اللَّه عليه و آله- از آن حضرت (مطلبى را) پرسيده و براى فهم آن كنجكاوى نمايند تا جائيكه (نپرسيدن و كنجكاوى ننمودنشان بحدّى بود كه) دوست داشتند باديه نشينى و غريبى از راه برسد و از آن حضرت، عليه السّلام، بپرسد تا ايشان بشنوند، ١٠ ولى در اين باب چيزى بر من نگذشت مگر اينكه از آن حضرت پرسيده و آنرا حفظ نمودم، پس اين سببها باعث اختلاف مردم و پريشان ماندن آنان در رواياتشان است.