ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٦٣ - ١٤٥ < ٣١٤٥ > - امام عليه السلام(در شكيبائى) فرموده است
چه درست باشد) ديگرى را راهنمائى مىنمايد و خود را گمراه مىسازد پس از او پيروى ميكنند و خود معصيت مىنمايد، و (حقّ خود را) تمام مىستاند و (حقّ ديگرى را) تمام نمىدهد، و از مردم مىترسد نه در راه پروردگارش (از ترس آنان كارى را انجام مىدهد كه خدا پسند نيست) و در كار مردم از پروردگارش نمىترسد (بآنان زيان مىرساند و از خدا بيمى ندارد. سيّد رضىّ «عليه الرّحمة» فرمايد:) اگر در كتاب نهج البلاغة جز اين فرمايش نبود همان براى پند سودمند و حكمت رسا و بينائى بينا و عبرت و پند انديشه كننده بس بود.
(٣١٥١)
١٤٣ (٣١٤٣)- امام عليه السّلام (در باره پايان هر كس) فرموده است
: ١- پايان هر كس شيرين (سعادت و خوشبختى) است يا تلخ (شقاوت و بدبختى).
(٣١٥٢)
١٤٤ (٣١٤٤)- امام عليه السّلام (در اينكه هر چيز نيست ميشود) فرموده است
: ١- براى هر پيشآمدى بر گشتنى است و آنچه برگشت چنان است كه نبوده (خوشى و تلخى دنيا كه هر كس را به نوبت پيش آيد بزوال و نيستى مىگرايد بطوريكه چون بگذرد گويا چنين روز خوشى يا تلخى نبوده است).
(٣١٥٣)
١٤٥ (٣١٤٥)- امام عليه السّلام (در شكيبائى) فرموده است
: ١- فيروزى از شكيبا و بردبار جدا نمىشود هر چند روزگار (سختى) باو دراز گردد.