ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٠٢٢ - قسمت شانزدهم نامه
داشته باشند) پس براى (خوشنودى) خدائى كه ترا آفريده (با آنان) فروتنى كن، و لشگريان و دربانان از نگهبانان و پاسداران خود را از (جلوگيرى) آنها باز دار تا سخنران ايشان بى لكنت و گرفتگى زبان و بى ترس و نگرانى سخن گويد (نياز خود را بخواهد) كه من از رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- بارها شنيدم كه مىفرمود: هرگز امّتى پاك و آراسته نگردد كه در آن امّت حقّ ناتوان بى لكنت و ترس و نگرانى از توانا گرفته نشود. ٦٣- پس درشتى و ناهموارى و آداب سخن ندانستن را از آنان تحمّل كن و بروى خود نياور (زيرا بسيارى از حاجتمندان تنگدل و در سخن ناتوانند، و اگر والى خوشخو و بردبار نباشد كارشان درست نمىشود) و تندى (بد خوئى) و خود پسندى (بنشست و برخاست و گفتگوى با آنها) را از خويشتن دور كن تا خدا درهاى رحمتش را بروى تو بگشايد، و پاداش طاعت و فرمانبريش را بتو ارزانى فرمايد، و (اگر خواستى چيزى به يكى از آنان بدهى) آنچه مىبخشى به خوشروئى ببخش (تا خواستار را گوارا آيد) و (اگر بانجام خواهش او توانا نبوده يا مصلحت ندانستى، آنچه از او منع مىنمايى) با مهربانى و عذر خواهى منع كن (تا نرنجد و كينهات را در دل نگيرد).