ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٦١ - ٣٦٤ < ٣٣٦٤ > - امام عليه السلام بجابر ابن عبد الله انصارى(از نيكان اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله در باره پايدارى دين و دنيا) فرموده است
بندگانش را مىپذيرد و از گناهان «آنها» مىگذرد، و در س ٢ ى ٢٥٥ مىفرمايد: اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ يعنى كيست آنكه «روز قيامت» در پيشگاه او «گناه كارى را» شفاعت كند مگر باذن و فرمان او) ٢- و هيچ گنجى بىنياز كنندهتر از قناعت، و هيچ دارائى فقر را جلوگيرتر از تن دادن به روزى رسيده نمىباشد، ٣- و هر كه بآنچه باو رسيده اكتفاء نمايد به آسودگى پيوسته و در آسايش فرود آمده، ٤- و رغبت و ميل بدنيا كليد سختترين رنج و مركب گرفتارى است، ٥- و آز و گردنكشى و رشك شخص را به افتادن در گناهان مىخوانند، ٦- و بد كارى همه بديها و زشتيها را گرد مىآورد (در بر دارد).
(٣٣٧٢)
٣٦٤ (٣٣٦٤)- امام عليه السّلام بجابر ابن عبد اللّه انصارىّ (از نيكان اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در باره پايدارى دين و دنيا) فرموده است
: ١- اى جابر، قوام و برپا بودن دين و دنيا به چهار كس است:
عالمى كه علم خود بكار برد (بآن رفتار نمايد و بمردم بياموزد) و جاهلى كه ننگ نداشته باشد از اينكه ياد گيرد، و توانگرى كه به نيكى و احسان خود (در باره ديگرى) بخل نورزد، و فقيرى كه آخرت خويش را بدنيا نفروشد پس هنگاميكه عالم علم خود را بكار نبرد جاهل از آموختن و ياد گرفتن ننگ خواهد داشت، و هنگاميكه غنىّ