ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٠٣٦ - ٥٤ < ٢٠٥٤ > - از نامه هاى آن حضرت عليه السلام است به طلحه و زبير كه(در آن بى حقى آنها را به پيمان شكنى اثبات نموده
(٢٠٥٤)
٥٤ (٢٠٥٤)- از نامههاى آن حضرت عليه السّلام است به طلحه و زبير كه (در آن بىحقّى آنها را به پيمان شكنى اثبات نموده
، و) بوسيله عمران ابن حصين خزاعىّ فرستاده (خزاع نام قبيلهاى است از ازد و عمران از دانشمندان اصحاب رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- و از شيعيان امام عليه السّلام بوده، و) آنرا ابو جعفر (محمّد ابن عبد اللّه) اسكافىّ (اسكاف ده بزرگى بين نهروان و بصره بوده) در كتاب مقاماتش كه در فضائل امير المؤمنين عليه السّلام است بيان كرده:
١- پس از حمد خدا و درود بر پيغمبر اكرم، شما مىدانيد با اينكه پوشاندهايد كه من قصد مردم نكردم (خواستار بيعت نبودم) تا اينكه قصد من كردند (بيعت با مرا خواستند) و (براى بيعت بستن) دست بسوى آنان دراز ننمودم تا اينكه ايشان دست پيش من دراز كردند، و شما از جمله كسانى بوديد كه قصد من كرد و بيعت نمود، و مردم با من بيعت نكردند بجهت تسلّط و غلبه (كه داشته باشم) و نه بجهت مال و دارائى موجود (كه طمع بآن كرده باشند، بلكه با اختيار و خواست خود دست بيعت به سويم دراز كردند) پس اگر شما با من باختيار بيعت نموده پيمان بستيد (از شكستن آن) برگرديد تا زود است (از اين كار زشت) توبه و بازگشت بسوى خدا نمائيد، و اگر با بىميلى پيمان