ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٢١ - ٢١٩ < ١٢١٩ > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در باره عمر كه از راه توريه فرموده
در آنست راهنمائى فرما، و دلم را بآنچه خير و نيكوئى من در آن است متوجّه گردان كه اگر مرا راهنمائى از هدايت و راهنماييهاى تو ناسزاوار و از حاجت روا ساختنهاى تو غريب و شگفت نيست (زيرا تو راهنما و روا سازنده حاجتها هستى).
٤ بار خدايا با من از روى عفو و بخشش خود رفتار كن نه بعدل و دادگريت (زيرا معامله با عدل موجب مواخذه و گرفتارى است).
(١٢٢٨)
٢١٩ (١٢١٩)- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در باره عمر كه از راه توريه فرموده
يعنى در ظاهر مىنمايد كه او را ستوده، ولى باطنا توبيخ و سرزنش نموده، و از اينرو اين سخن با آنچه در خطبه سوّم فرموده منافات ندارد):
١ خدا شهرهاى فلان (عمر ابن خطّاب) را بركت دهد و نگاهدار كه (باعتقاد گروهى) كجى را راست نمود (گمراهان را براه آورد) و بيمارى را معالجه كرد (مردم شهرهايى را بدين اسلام گرواند) و سنّت را بر پا داشت (احكام پيغمبر را اجراء نمود) و تباهكارى را پشت سر انداخت (در زمان او فتنهاى رو نداد) ٢ پاك جامه و كم عيب از دنيا رفت (مانند عثمان خود را به پليديها نيالود)