ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٢٦ - ٢٨١ < ٣٢٨١ > - امام عليه السلام(در ترغيب به خوهاى نيكو) فرموده است
(٣٢٨٩)
٢٨١ (٣٢٨١)- امام عليه السّلام (در ترغيب به خوهاى نيكو) فرموده است
: ١- در روزگار گذشته براى من برادر و همكيشى در راه خدا (ابوذر غفّارى يا عثمان ابن مضعون) بود كه كوچك بودن دنيا در نظرش او را در چشم من بزرگ مىنمود، ٢- و شكمش بر او تسلّط نداشت پس چيزى را كه نمىيافت آرزو نمىكرد و اگر مىيافت بسيار بكار نمىبرد، ٣- و بيشتر روزگارش خاموش بود (سخن نمىگفت) و اگر مىگفت بر گويندگان غلبه مىنمود (براى ديگرى جاى سخن باقى نمىگذاشت) و تشنگى پرسندگان را (به موعظه و اندرز از آب دانش) فرو مىنشاند، ٤- و (بر اثر طاعت و بندگى خدا و بردبارى با مردم) ناتوان و افتاده بود و هم او را ناتوان مىپنداشتند، و هرگاه زمان كوشش (در كارى) پيش مىآمد (چون) شير خشمگين و مار پر زهر بيابان بود (حتما كار را انجام مىداد يا در كارزار دشمن را مغلوب مىنمود، و اگر با كسى نزاع داشت بى صبرى نمىكرد و پيش از وقت) ٥- برهان و دليل نمىآورد تا اينكه نزد قاضى مىآمد (و دليل خود را بيان مىنمود، و اين دليل بر درستى رأى و انديشه شخص است) ٦- و كسيرا سرزنش نمىكرد به كارى كه در مانند آن بهانهاى مىيافت تا اينكه عذر او را مىشنيد (و اين روش از لوازم عدل و انصاف است) ٧- و از دردى (كه مبتلى مىگشت نزد كسى) شكايت نمىنمود مگر وقتى كه بهبودى مىيافت (آنهم از روى اخبار و سرگذشت نه از راه شكايت) ٨- و آنچه مىگفت بجا مىآورد و آنچه نمىكرد نمىگفت (چون درستى و راستى را شعار خويش قرار داده بود) ٩- و اگر بر سخن بر او غلبه مىكردند در خاموشى غلبه نمىيافتند (هنگام گفتگوهاى بيجا خاموش بود) ١٠- و در شنيدن حريصتر بود بر گفتن (استفاده را بر افاده ترجيح مىداد) ١١- و اگر ناگهان (بىانديشه) دو كار باو رو مىآورد مىنگريست كه كدام يك از آن دو به خواهش نفس نزديكتر است با آن مخالفت مىنمود، ١٢- پس بر شما باد كه اين صفات و خوها را فرا گيريد و بآنها رغبت داشته