ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٩٠ - قسمت پنجم خطبه
[قسمت پنجم خطبه]
٢١ و اگر خداوند بكسى از بندگانش خودپسندى و سربلندى را رخصت و اذن مىداد (براى او جائز مىدانست) به پيغمبران و دوستان خود اجازه مىداد، و ليكن آنها را از خود خواهى و سربلندى منع كرده تواضع و فروتنيشان را پسنديده داشت (بى آنكه كسى را استثناء فرمايد) پس (ايشان هم امتثال امر و فرمان او را بتواضع و فروتنى نموده از بسيارى خضوع و افتادگى) رخسارهاى خود بزمين نهاده چهرههاشان را بخاك ماليدند، و بالهاى (خدمتگزارى و خوشرويى) خويش را براى مؤمنين و خدا پرستان به زير افكندند (بلند پروازى و سرفرازى نشان ندادند) و انبياء و دوستان خدا گروهى بودند ضعيف شمرده شده كه (مردم و دنيا دوستان آنان را در نظر خود ضعيف و ناتوان مىپنداشتند) خداوند آنها را به گرسنگى آزموده بسختى گرفتار و بمواضع خوف و ترس امتحان فرمود، و از ناشايستهها خالص و پاك گردانيد، ٢٢ پس (چون پيغمبران و دوستان خدا در دنيا باين منوال گذراندند بنا بر اين) خوشنودى و خشم خدا را به دارائى و فرزند داشتن نپنداريد (كه دارائى و فرزندان علامت خوشنودى و نداشتن آنها دليل خشم او نيست) از روى نادانى به جاهاى امتحان و آزمايش در توانگرى و تنگدستى كه خداوند سبحان (در قرآن كريم س ٢٣ ى ٥٥)