ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٣٢ - ٢٩٨ < ٣٢٩٨ > - امام عليه السلام(در باره بسر رسيدن عمر) فرموده است
(٣٣٠٣)
٢٩٥ (٣٢٩٥)- امام عليه السّلام (در سرزنش دوستداران دنيا) فرموده است
: ١- مردم پسران دنيا هستند، و مرد را به دوست داشتن مادرش سرزنش نمىكنند (اين از قبيل آنست كه گويند چون كردار بد و كارهاى زشت طبيعىّ و جبلّى فلانى گشته او را نبايد سرزنش نمود).
(٣٣٠٤)
٢٩٦ (٣٢٩٦)- امام عليه السّلام (در دستگيرى از مستمندان) فرموده است
: ١- مسكين و بىچيز فرستاده خدا است (چون خدا او را از روزى كم بهره گردانيده بآن ماند كه او را نزد غنىّ و چيزدار فرستاده تا او را به فرستاده خود آزمايش نمايد) پس كسيكه او را منع كند (كمكى ننمايد) خدا را منع نموده (دستور او را كه توانايان بايد از بينوايان دستگيرى كنند رفتار نكرده) و كسيكه باو چيزى ببخشد بخدا داده (بدستور او عمل نموده).
(٣٣٠٥)
٢٩٧ (٣٢٩٧)- امام عليه السّلام (در باره زناء) فرموده است
: ١- غيرت دار و جوانمرد هرگز زناء نكند (چون نمىپسندد كه با اهلش زناء كنند غيرت و جوانمرديش اجازه نمىدهد كه با زنى كه باو حرام است هم بستر شود).
(٣٣٠٦)
٢٩٨ (٣٢٩٨)- امام عليه السّلام (در باره بسر رسيدن عمر) فرموده است
: ١- براى نگاهدارى (شخص از هر پيشامدى) اجل (مدّت بسر رسيدن عمر) بس است (چون هيچكس پيش از رسيدن اجل نمىميرد پس بآن ماند كه اجل او را نگاهدار است).