ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٠٨١ - ٧٧ < ٢٠٧٧ > - از وصيتهاى آن حضرت عليه السلام است نيز بعبد الله ابن عباس هنگاميكه او را بسوى خوارج فرستاده تا(براى نادرستى انديشه و گفتارشان) حجت و برهان آورد(و در آن او را از استدلال بقرآن نهى فرموده)
١- با مردم گشاده رو و هم مجلس و درستكار باش (كسيرا از ملاقات خويش جلوگيرى مكن و جائى بنشين كه همه بتو راه داشته باشند و پاس احترام هر كس را نگاهدار و آنها را به كارهاى سخت وامدار و بعدل و داد بينشان حكم كن) و از خشم نمودن (با مردم) بپرهيز كه آن سبك مغزى است از شيطان (بتو رسيده است) ٢- و بدان هر كارى كه ترا به (رحمت) خدا نزديك گرداند از آتش (كيفر روز رستخيز) دورت مىنمايد، و هر كارى كه ترا از خدا دور سازد به آتش نزديكت مىگرداند.
(٢٠٧٧)
٧٧ (٢٠٧٧)- از وصيّتهاى آن حضرت عليه السّلام است نيز بعبد اللّه ابن عبّاس هنگاميكه او را بسوى خوارج فرستاده تا (براى نادرستى انديشه و گفتارشان) حجّت و برهان آورد (و در آن او را از استدلال بقرآن نهى فرموده)
: ١- با ايشان بقرآن مناظره مكن (از قرآن دليل نياور) زيرا قرآن احتمالات و توجيهات بسيار (از تأويل و تفسير و مراد باطنى و ظاهرى) در بر دارد (يكى از آنها را تو) ميگوئى و (يكى از آنها را ايشان) مىگويند (پس مباحثه دراز مىگردد) بلكه با آنان به سنّت (فرمايشهاى پيغمبر اكرم مانند اينكه فرمود: حربك يا علىّ حربى يعنى اى علىّ جنگ با تو جنگ با من است. و فرمايش ديگرش: علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ يدور معه حيثما دار يعنى علىّ با حقّ است و حقّ با علىّ هر جا علىّ دور زند و برود حقّ با او دور مىزند يعنى علىّ عليه السّلام هر چه بگويد و بكند از روى حقّ و درستى است) احتجاج كن و دليل آور، زيرا آنها هرگز از استدلال به سنّت گريز گاهى نمىيابند (چارهاى ندارند جز آنكه راستى و درستى اين گفتار را بپذيرند).