ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٧٦ - ٣٩٧ < ٣٣٩٧ > - امام عليه السلام چون شنيد عمار ابن ياسر رحمه الله به سخن مغيرة ابن شعبه پاسخ مى دهد
و سقب: بچه شترى است كه بانگ نمىزند مگر پس از آنكه بزرگ شود.
(٣٤٠٣)
٣٩٥ (٣٣٩٥)- امام عليه السّلام (در زيان همه كاره بودن) فرموده است
: ١- كسيكه بكار مختلف پردازد (بخواهد كارهاى گوناگون بنمايد) چاره سازيها او را واگزارند (از حيلههايش نتيجه نمىبرد و فيروزى نمىيابد).
(٣٤٠٤)
٣٩٦ (٣٣٩٦)- هنگاميكه از امام عليه السّلام معنى سخنشان لا حول و لا قوّة إلّا باللّه (جنبش و توانائى نيست مگر به اراده خدا) را پرسيدند آن حضرت فرمود
: ١- ما با خدا دارنده چيزى نيستيم (شريك نمىباشيم) و دارنده نمىشويم مگر آنچه (اندام و قوى و عقل) را كه ما را دارنده آن گرداند، ٢- پس هر گاه ما را بچيزى دارا گردانيد كه او از ما دارندهتر است تكليف نمايد (امر و نهى فرمايد) و هر گاه آن چيز (توانائى بر آن) را از ما گرفت تكليف آنرا از ما برداشته (در باره آن مؤاخذه و باز پرسى نمىنمايد).
(٣٤٠٥)
٣٩٧ (٣٣٩٧)- امام عليه السّلام چون شنيد عمّار ابن ياسر رحمه اللّه به سخن مغيرة ابن شعبه پاسخ مىدهد
(در باره اينكه نبايد اعتناء نمود بكسيكه دين را آلت و ابزار دنيا قرار داده) باو فرمود: ١- اى عمّار،