ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٩٢٣ - قسمت يازدهم نامه
[قسمت يازدهم نامه]
٣٠ و بدان كه در جلوت راهى است دور و دراز و بسيار سهمگين، و در آن ترا بى نيازى نيست از طلب نيكى و توشه برداشتن به مقدارى كه ترا برساند با سبك بودن پشتت (از بار گران معاصى و نافرمانيها) پس بيش از طاقت و توانائى بر پشت خود بار مكن كه سنگينى آن ترا بيازارد (كه در راه مانده خود را نتوانى به ديگران برسانى) ٣١ و هرگاه نيازمند و درماندهاى را بيابى كه توشه ترا بسوى روز رستخيز ببرد و فردا در هنگام نيازمنديت آنرا بتو برساند پس او را غنيمت شمرده توشه خود را بر او بنه، و بسيار باو كمك كن در حاليكه توانا هستى كه شايد (روز تنگدستى) او را بطلبى و نيابى، ٣٢ و غنيمت بدان كسيرا كه در زمان بىنيازيت از تو وام بخواهد تا در روز تنگدستيت بتو پس دهد.
٣٣ و بدان كه در جلو تو گردنه بسيار دشوارى است، كه در آن سبكبار از گرانبار خورسندتر است، و كند رفتار از تندرو زشت و درماندهتر است، و فرودگاه تو در آن راه ناچار بر بهشت است يا بر آتش، پس پيش از رسيدنت (به آن سرا) براى خود پيشروى بفرست (تا برايت جاى آسايش و خرّمى بدست آورد) و پيش از رفتنت منزلى آماده ساز كه بعد از مرگ وسيله خوشنود گرداندن نيست، و كسى بدنيا بر نمىگردد (در آنجا كار نيكى نمىتوان انجام داد تا از گناه در گذرند و بدنيا باز گشتى نمىباشد تا از كردار زشت توبه نمايند).