ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٩٥ - ٤٤٧ < ٣٤٤٧ > - از امام عليه السلام پرسيدند بزرگترين شعراء كيست آن حضرت(در باره امرء القيس) فرمود
(٣٤٥٤)
٤٤٥ (٣٤٤٥)- امام عليه السّلام (در نكوهش فخر و خود خواهى) فرموده است
: ١ پسر آدم را چه با فخر و نازيدن كه اوّل او منى و آخر او مردار بد بو است، نه خود را روزى مىدهد و نه مرگ خويش را دفع مىنمايد.
(٣٤٥٢)
٤٤٦ (٣٤٤٦)- امام عليه السّلام (در باره توانگرى و بىچيزى حقيقىّ) فرموده است
: ١ توانگرى و بىچيزى پس از بيان حال و نمودن كردار است (در روز قيامت) بر خدا (توانگر حقيقىّ كسى است كه روز رستخيز پاداش الهىّ و بهشت جاويد بهره او گردد، و بينواى حقيقىّ كسى است كه در آنروز بعذاب و كيفر خدا گرفتار باشد).
(٣٤٥٥)
٤٤٧ (٣٤٤٧)- از امام عليه السّلام پرسيدند بزرگترين شعراء كيست آن حضرت (در باره امرء القيس) فرمود
: ١ شعراء نتاختهاند در يك دسته اسبهاى گروبرى تا پايان كمال آنها نزد ربودن نى گرو شناخته شود (شعر شعراء بيك روش نيست كه بتوان يكى را بر ديگرى برترى داد) و اگر ناگزير بوده و چاره نباشد جز برترى دادن پس پادشاه گمراه برتر است (سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) مراد حضرت از ملك ضلّيل امرء القيس است (و اينكه او را پادشاه خوانده براى خوبى شعر او است، و اينكه او را گمراه خوانده بجهت آنست كه كافر و فاسق بوده).