ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٠٨ - ٦ < ٤٠٠٦ > - در گفتار آن حضرت عليه السلام است(در زكاة وام)
(٤٠٠٦)
٦ (٤٠٠٦)- در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (در زكاة وام)
: ١- هرگاه مردى را بستانكارى باشد كه نداند وام را (از بدهكار) مىستاند يا نه اگر آنرا گرفت براى سالى كه بر آن گذشته بر او واجب است كه زكاة آنرا (بمستحقّ آن) بدهد (ظاهر اين فرمايش مخالف فتواى فقهاء است كه مىگويند: زكوة وام بر وام دهنده واجب نيست هر چند بداند كه آن وام را دريافت مىنمايد چه جاى آنكه در گمان باشد، و بعضى فرمودهاند:
اين در صورتى است كه تأخير در گرفتن از طرف وام دهنده باشد يعنى خود نستاند و دو دل باشد در گرفتن و نگرفتن كه اگر بگيرد زكوة سال گذشته بر او واجب مىباشد، و اين قول خلاف مشهور بلكه خلاف اجماع متأخّرين است چنانكه مرحوم شيخ محمّد حسن «رحمه اللّه» در كتاب جواهر الكلام فرموده و مرحوم حاجّ آقا رضا همدانىّ «قدّس سرّه» در كتاب مصباح الفقيه فرمايش او را تأييد نموده، و سيّد رضىّ «عليه الرّحمة» فرمايد:) دين ظنون دين و وامى است كه بستانكار نمىداند آنرا از بدهكار مىگيرد يا نمىگيرد، مانند آنكه بستانكار در گمان است گاهى به رسيدن آن اميد دارد و گاهى نوميد است و آن از فصيحترين و رساترين