ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٠٠٤ - قسمت هفتم نامه
[قسمت هفتم نامه]
٢٥- و بدان كه رعيّت (مردمى كه زير فرمان هستند) چند دسته مىباشند كه (كار) بعضى بسامان نمىرسد مگر ببعض ديگر، و گروهى را از گروه ديگر بىنيازى نيست: پس بعضى از آن دستهها (نخستين) لشگرهاى خدا (كه براى دفع دشمنان او آماده) هستند، و برخى از آنها (دوّم) نويسندگان عمومى و خصوصى، و بعضى از آنها (سوّم) قاضيهاى دادرس (كه احكام را بين مردم از روى عدل اجرا نمايند) و دستهاى از آنها (چهارم) كار گردانان (مأمورين حكمرانى) كه با انصاف و مداراة رفتار مىنمايند، و بعضى از آنها (پنجم) جزيه دهندگان اهل ذمّه (كفّارى كه باج مىدهند تا مال و جان و ناموس آنان در پناه اسلام باشد) و خراج دهندگان مسلمان (كه حقوق خدا را مىپردازند) و برخى از آنان (ششم) سوداگر و بازرگان و صنعتگر، و دستهاى از آنها (هفتم) فروتنان كه نيازمندان و بيچارگانند، و براى هر يك از اين چند دسته خداوند نصيب و بهره او را نام برده است، و حدّ و اندازه واجب آنرا در كتاب خود (قرآن كريم) يا در سنّت پيغمبرش- صلّى اللّه عليه و آله- پيمان و دستورى داده است كه نزد ما محفوظ و نگهدارى شده است (آن حدود و عهود در دسترس ما مىباشد).
٢٦- پس (سود اين دستهها آنست كه) سپاهيان به فرمان خدا براى رعيّت (مانند) دژها و قلعهها (كه آنها را از شرّ دشمنان آسوده مىدارند) و زينت و آراستگى حكمرانان و ارجمندى دين و راههاى امن و آسايش (براى رهروان) هستند، و رعيّت برپا نمىماند مگر با بودن ايشان، ٢٧- و نظام و آسايشى براى سپاهيان نيست مگر بخراج (حقوق واجبهاى) كه خدا براى ايشان تعيين فرموده كه بوسيله آن بجنگ با دشمنانشان توانا مىگردند، و بآن در اصلاح كار خود اعتماد مىنمايند، و آن هنگام حاجت و نيازمندى ايشان بكار مىرود، ٢٨- و نظام و آسايشى براى اين دو دسته (سپاهيان و خراج دهندگان) نيست مگر به دسته سوّم كه عبارتست از قاضيها كه براى عقدها