ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٩١٥ - قسمت چهارم نامه
مرا كار تو وادار ساخت آنچه پدر مهربان را وامىدارد، و آنچه در ادب و تربيت تو بآن تصميم گرفتم- كه ترا ادب و تربيت نمايم و حال آنكه تو رو آورندهاى به زندگى و تازه روزگار را دريافتهاى (جوان و نو رسيدهاى) و داراى نيّت پاك و نفس پاكيزه هستى، و آغاز كنم، ياد دادن كتاب خدا و تأويل آن و راههاى (حقيقت) اسلام و احكام و حلال و حرام آنرا بتو، در حاليكه براى آموزش تو از كتاب خدا بغير آن نمىپردازم، ١٥ پس از آن ترسيدم كه بر تو اشتباه شود آنچه مردم از روى خواهشها و انديشههاشان در آن اختلاف كردهاند مانند آنچه (عقائد و احكامى كه) بر آنان اشتباه گرديده، و استوار ساختن آن هر چند ميل بياد آورى آن براى تو نداشتم نيكوتر است نزد من از واگذاشتن ترا بكارى كه از هلاك و تباهى آن بر تو ايمن و آسوده نيستم، و اميدوارم كه خدا ترا در آن توفيق رستگارى عطاء فرموده و براه راست راهنمائيت فرمايد، پس ترا باين وصيّت سفارش مىنمايم.