ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٨٠١ - قسمت نهم خطبه
وَ ما نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ يعنى ما در هيچ شهر و دهى بيم كننده و پيغمبرى نفرستاديم مگر آنكه خوشگذرانان و ناز پروران آنجا گفتند: ما بآنچه شما پيغام آوردهايد نمىگرويم، و) گفتند: ما را دارائيها و فرزندان بيشتر (از شما) است، و معذّب نخواهيم بود (در آخرت خداوند ما را عذاب نخواهد نمود چنانكه ما را در دنيا به نعمتهاى بيشمار متنعّم فرموده است، خلاصه شما اهل كوفه بچه حجّت و دليل تعصّب و گردنكشى پيش گرفتهايد، آيا مانند شيطان آفرينش خود را بهتر مىدانيد؟ يا مانند توانگران خوشگذران به دارائى و فرزندان بسيار مىباليد؟) ٣٨ پس اگر از تعصّب و گردنكشى چاره و گريزى نداريد بايد تعصّب شما براى صفات شايسته و كارهاى پسنديده و چيزهاى نيكو باشد، از آن صفات و كارها و چيزهائى كه بزرگان و دليران از خاندانهاى عرب و رؤساى قبيلهها با آنها بر ديگران برترى مىجويند بسبب خوهاى مرغوب و عقلهاى بزرگ و مراتب بلند و صفات پسنديده، ٣٩ پس براى خصلتهاى ستوده تعصّب نمائيد: از نگاهداشتن حقّ همسايه، و وفاء بعهد و پيمان، و فرمانبرى نيكوكاران، و نافرمانى گردنكشان، و فرا گرفتن احسان (كار نيكو) و دست كشيدن از ستم، و اهميت دادن به خونريزى، و انصاف و دادگرى براى مردم، و فرو نشاندن خشم، و دورى جستن از تباهكارى در زمين.