ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٧٤١ - قسمت سوم خطبه
(كه راه معاش و سود و زيان خود را مىيابد) قرار داده و دو دندان كه بوسيله آن (گياه را) چيده و جدا ميكند، و (دو پا مانند) دو داس كه بآن مىدرود، برزگران براى زراعتشان از آن مىترسند و دفع آنرا نمىتوانند اگر چه با هم اتّفاق نموده گرد آيند تا اينكه در پرواز خود بكشت زار آمده و از آن خواهشهايش را انجام دهد در حاليكه همه جثّه و تن آن باندازه يك انگشت باريك نيست، ٢١ پس منزّه (از ادراك) است خداوندى كه هر كه در آسمانها و زمين است (فرشتگان و خداپرستان) او را باختيار و اضطرار (در خوشى و سختى) سجده ميكنند، و رخسار و چهره بخاك مىمالند (اظهار خضوع و فروتنى مىنمايند) و اطاعت كرده فرمان او مىبرند از روى بىاختيارى و ناتوانى، مهارشان را بدست او دهند از روى ترس و بيم، ٢٢ پرندگان در اختيار امر و فرمان او مىباشند، شماره پرها و نفس كشيدن آنها را ميداند، و دست و پاى آنها را در آب و خشكى استوار گردانيده (بعضى را ساكن دريا و برخى را در بيابان قرار داده) است، و روزيشان را تعيين فرموده، و بر اصناف آنها احاطه دارد، اين كلاغ است و اين عقاب است و اين كبوتر است و اين شتر مرغ است، هر مرغى را به نامش خوانده (بر وفق حكمت و مصلحت آفريده) و روزيش را ضامن گشته، ٢٣ و ابر سنگين (باران دار) را پديد آورد و بارانش را ريزان ساخته، و نصيب و بهره هر جائى را از آن تعيين نمود، زمين را بعد از خشكى آب داد و بعد از خشكسالى از آن گياه رويانيد.