ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٣١ - ١٨٦ < ١١٨٦ > - از خطبه هاى آن حضرت عليه السلام است(در وصف حق تعالى و مدح حضرت رسول و اندرز و امر بتقوى و پرهيزكارى)
پنهان و آشكار است، جزاء داده و جزاء داده نشده است (حساب همه را رسيدگى مىنمايد و كسى را فهم و توانائى رسيدگى بحساب او نيست) ٨ خلائق را با انديشه نيافريد، و در هيچ كار نيازمند بطلب يارى از آنها نمىباشد (زيرا واجب از عجز و ناتوانى منزّه است).
٩ اى بندگان خدا شما را به پرهيزكارى و طاعت خدا سفارش مىنمايم، زيرا تقوى مهار است (كه دارنده را به سعادت مىكشاند) و به ستونى مىماند (كه نظم كارها را نگاه مىدارد) پس به بندهاى استوار آن بياويزيد، و بحقائق آن دست اندازيد تا شما را بمواضع آسايش و آسودگى و جاهاى فراخ و حصارهاى محفوظ و منزلهاى ارجمند برساند (ببهشت جاويد كه هيچ گونه سختى و گرفتارى در آنجا نيست ببرد) در روزى كه (بر اثر هول و وحشت) ديدهها باز مانده برهم گذارده نمىشود و به اطراف نمىتواند نظر اندازد، و همه جا تاريك، و گلّههاى شترهاى آبستن ده ماهه كه زائيدن آنها نزديك است بى صاحب ماند (از بسيارى سختى و گرفتارى هر كس به نجات و رهائى خويش مشغول است و از نفيسترين اموال چشم مىپوشاند) ١٠ و دميده ميشود در صور (اسرافيل) پس هر جانى از تن بيرون رفته و هر زبانى لال مىگردد (مرگ همه را فرا مىگيرد) و كوههاى بلند و سنگهاى محكم و استوار خود گشته از هم مىريزند، و سنگ سخت آنها چون سر آب درخشان در نظر مىآيد، و قرار و سكون آنها در زمين هموار (بىنشيب و فراز) باشد (آبادى و نشانههاى باقى نمىماند) پس (در آنروز) نه شفيعى است كه شفاعت كند (عفو و بخشش از گناه درخواست نمايد) و نه خويشى كه سختى را دفع گرداند، و نه عذر و بهانهاى سود بخشد (خلاصه پناهى نيست جز تقوى و پرهيزكارى.)