ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٠٤٦ - ٦٠ < ٢٠٦٠ > - از نامه هاى آن حضرت عليه السلام است به حكمرانانى كه(در راه لشگر قرار گرفته، و) لشگر از زمينهاى آنها مى گذرد(كه در باره آنها و رعيت سفارش مى نمايد)
به خواست خدا روانه نمودم، و آنها را بآنچه خدا بر ايشان واجب گردانيده از آزار و بدى نرساندن (بمردم) سفارش نمودم، و من نزد شما و اهل ذمّه (جزيه دهندگان كه در پناه) شما (هستند) در باره زيان رساندن لشگر مبرّى هستم (زيرا ايشان را از زيان رساندن منع نمودم و شما را آگاه ساختم كه مگذاريد به رعيّت زيان رسانند و بمال و كشتشان دست دراز كنند) مگر كسيكه گرسنه و بيچاره باشد و براى سير شدنش راهى (بجز برداشتن مال رعيّت به اندازهاى كه خود يا اسبش كه در حكم او است سير شوند) نيابد (كه چنين زيانى روا است) ٢- پس دور كنيد و بكيفر رسانيد سپاهى را كه (گرسنه و بيچاره نيست، و) براى ستمگرى (بمال مردم) دست درازى ميكند، و بىخردانتان را از جلوگيرى و تعرّض بايشان در آنچه اجازه دادم باز داريد (تا فتنه و آشوب برپا نشود) و من پشت سر سپاه هستم، پس بمن خبر دهيد ستمهايى را كه از ايشان بشما رسيده، و سختى را كه از روش آنها بشما رو آورده و نتوانستيد جلوگيرى نمائيد مگر بيارى خدا و به مراجعه بمن، پس من بكمك و خواست خدا آنرا اصلاح خواهم كرد (به شكايات شما رسيدگى نموده ظلم و ستم آنها را دور مىگردانم).