ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٩٧٧ - ٤٦ < ٢٠٤٦ > - از نامه هاى آن حضرت عليه السلام است به يكى از كار گردانان خود(كه در آن مداراة و خوش رفتارى با رعيت و سختگيرى در هنگام مقتضى را باو امر مى فرمايد)
دشمن را مىبندم (مرز را به گوشتى كه نزديك گلوى شخص است و آنرا زبانك مىنامند تشبيه فرموده كه چون گرفته شود نفس قطع گردد) پس در كارى كه ترا اندوهناك سازد از خدا يارى بجو، و (با رعيّت در كارها) سختى و درشتى را با مقدارى نرمى و هموارى بياميز (تا اگر خواستى به آسانى دلش را بدست آورى بتوانى) و مداراة و مهربانى كن هنگاميكه مداراة شايستهتر باشد، و بسختى و درشتى بپرداز آنگاه كه از تو جز سختگيرى پيش نمىرود، ٢- و براى رعيّت بالت را فرود آور، و رويت را بگشا، و پهلويت را نرم كن (مهربان و هموار و خوشخو باش) و در نگريستن به گوشه چشم و خيره نگاه كردن و اشاره نمودن و درود گفتن بين ايشان يكسان رفتار كن (يكى را بر ديگرى امتياز مده) تا بزرگان در ستم كردن تو طمع و آز ننمايند (در صدد دشمنى با تو بر نيايند) و زير دستان از دادگرى تو نوميد نشوند، و درود بر شايسته آن.