ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٨٦٩ - ١٨ < ٢٠١٨ > - از نامه هاى آن حضرت عليه السلام است بعبد الله ابن عباس هنگامى كه او از جانب آن بزرگوار حاكم و فرمانرواى بصره بود
نمود) و (سبب ديگرى كه نبايستى با آنان بد خويى كرد آنست كه) ايشان را با ما خويشاوندى پيوسته و نزديك است (چون نسب بنى هاشم و بنى تميم به الياس ابن مضر جدّ شانزدهم پيغمبر اكرم منتهى ميشود، پس) ما را در پيوستن بآن خويشاوندى پاداش و در جدائى از آن گناه مىباشد، ٣ پس اى ابو العبّاس خدا ترا بيامرزد در نيك و بدى كه بر دست و زبان تو جارى ميشود (در گفتار و كردارت با رعيّت) مدارا كن، زيرا ما در گفتار و كردار با هم شريكيم (چون تو از جانب من حكم مىرانى) و چنان باش كه گمان نيكوى من بتو باشد، و انديشهام در بارهات سست نگردد (هيچ گاه سخن بيجا نگفته بىدستور من كارى انجام مده) و درود بر آنكه شايسته درود است (شارح بحرانىّ «رحمه اللَّه» در اينجا مىنويسد: ابو العبّاس كينه عبد اللَّه ابن عبّاس بوده، و عرب چون بخواهد كسيرا اكرام كند او را به كنيه مىخواند).