ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٨١٥ - قسمت سيزدهم خطبه
است، هيچكس بر من به نماز پيشى نگرفت مگر رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله) نور وحى و رسالت را مىديدم، و بوى نبوّت و پيغمبرى را مىبوييدم (هنگام نزول وحى با آن حضرت بوده و بآنچه نازل مىشد بدون ترديد ايمان مىآوردم) ٦٣ و هنگاميكه وحى بر آن حضرت صلّى اللَّه عليه و آله نازل شد صداى شيطان را شنيدم، گفتم: اى رسول خدا اين چه صدايى است؟ فرمود: اين شيطان است كه او را از پرستش نمودن نوميدى روى داده (چون دانسته كه بعد از رسيدن اين وحى مردم از ضلالت و گمراهى بيرون آمده از او پيروى نمىكنند نوميد گرديده ناله و فرياد مىنمايد) تو مىشنوى آنچه من مىشنوم، و مىبينى آنچه من مىبينم (در همه چيز با من يكسانى) مگر اينكه پيغمبر نيستى، و ليكن وزيرى، و تو بر خير و نيكوئى هستى (جامع جميع كمالات صوريّه و معنويّه بوده بر آنچه خير و نيكوئى دنيا و آخرت در آنست استوار مىباشى).