ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٩٩ - قسمت دوم خطبه
[قسمت دوم خطبه]
٨ اهل گورستان همسايگانى هستند كه با هم انس نمىگيرند، و دوستانى كه به ديدن يكديگر نمىروند، نسبتهاى آشنائى بينشان كهنه و سببهاى برادرى از آنها بريده شده است، پس همگى با اينكه يك جا گرد آمدهاند تنها و بىكسند، و با اينكه دوستان بودند از هم دورند، براى شب بامداد و براى روز شب نمىشناسند، هر يك از شب و روز كه در آن كوچ كرده (و راه گورستان پيموده) اند براى ايشان هميشگى است، (اگر شب بوده آنرا روزى نيايد و اگر روز بود آنرا شبى نباشد) ٩ سختيهاى آن سراى را سختتر از آنچه مىترسيدند مشاهده كردند، و آثار آن جهان (پاداش و كيفر) را بزرگتر از آنچه تصوّر مىنمودند ديدند، پس آن دو پايان زندگانى (نيكوكارى و بد كردارى زمان بعد از مرگ) براى ايشان كشيده شده تا جاى بازگشت (بهشت يا دوزخ) و در آن مدّت منتهى درجه ترس (براى دوزخيان) و اميدوارى (براى بهشتيان) هست (چنانكه در قرآن كريم س ٤٢ ى ٧ مىفرمايد: وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ قُرْآناً عَرَبِيًّا لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها وَ تُنْذِرَ يَوْمَ الْجَمْعِ لا رَيْبَ فِيهِ، فَرِيقٌ فِي الْجَنَّةِ وَ فَرِيقٌ فِي السَّعِيرِ يعنى و چنانكه بهر پيغمبرى به زبان قوم او وحى نموديم قرآن را بلغت عرب بسوى تو فرستاديم تا مردم مكّه و آنان را كه در اطراف