ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ٦٩٢ - ٢١٠ < ١٢١٠ > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در باره عارف بحق و مؤمن حقيقى)
(١٢١٩)
٢٠٩ (١٢٠٩)- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است در جنگ جمل آنگاه كه از سر كشته طلحه و زبير عبد الرّحمن ابن عتّاب ابن اسيد گذشت
: ١ هر آينه ابو محمّد (كنيه طلحه است) در اينجا دور از ديار غريب افتاده است، آگاه باشيد بخدا سوگند من كراهت داشتم كه از طايفه قريش در زير ستارگان كشته افتاده باشند، خونخواهى از فرزندان عبد مناف (طلحه و زبير كه از طرف ما در بعبد مناف منتهى ميشوند يا غير ايشان بنا بر اختلاف شرّاح) را دريافتم، و بزرگان قبيله جمح (كه در جنگ جمل همراه عائشه بودند جز دو نفر «عبد الرّحمن ابن عتّاب و عبد اللَّه ابن ربيعه» كه از ايشان كشته شد) از چنگ من گريختند، ٢ بتحقيق براى امرى كه لياقت نداشتند گردن كشيدند، و بآن نرسيده گردنهاشان شكسته گرديد (خواستند براى دنيا پرستى خلافت و امارت بدست آورند به آرزوشان نرسيدند).
(١٢٢٠)
٢١٠ (١٢١٠)- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در باره عارف بحقّ و مؤمن حقيقى)
: ١ بتحقيق (مؤمن) عقل خويش را (با پرهيزكارى و پيروى خدا و رسول) زنده كرده، و نفس