ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٤٠ - ٣١٥ < ٣٣١٥ > - امام عليه السلام هنگاميكه به كشتگان خوارج در جنگ نهروان گذشت(در نكوهش آنان) فرمود
به شباميّين (قبيلهاى از عرب) گذشت گريه زنان را بر كشته شدگان (جنگ) صفّين شنيد، و حرب ابن شرحبيل شبامىّ كه از بزرگان قبيله خود بود نزد حضرت آمد امام عليه السّلام (در نكوهش شيون زنها هنگام جنگ) باو فرمود: ١- آيا زنهاتان با گريهاى كه مىشنوم بر شما تسلّط مىيابند، آيا آنان را از اين ناله و فغان باز نمىداريد؟
(بايد جلوگيرى كنيد كه زارى ايشان در چنين موقعى سبب ترس مردان و بازداشتن ايشان از جنگ است).
و حرب خواست پياده در ركاب آن حضرت كه سوار بود برود امام عليه السّلام (در زيان جاه طلبى) باو فرمود: ٢- برگرد كه پياده آمدن چون تويى با مانند من براى حكمران بلاء و گرفتارى است (چون غرور و سرفرازى آرد كه مستلزم عذاب و كيفر الهى گردد) و براى مؤمن ذلّت و خوارى است (كه پياده در ركاب سوارى رود، و هر چه موجب گرفتارى و خوارى باشد ترك آن واجب است).
(٣٣٢٣)
٣١٥ (٣٣١٥)- امام عليه السّلام هنگاميكه به كشتگان خوارج در جنگ نهروان گذشت (در نكوهش آنان) فرمود
: ١- گرفتار باشيد كه بشما زيان رسانيد آنكه فريبتان داد، گفتند: يا امير المؤمنين كى آنان را فريب داد؟ فرمود: ٢- شيطان گمراه كننده و نفسهاى وادارنده به بدى، ٣- نفس امّاره آنها را به آرزوها گول زده، و راه نافرمانيها را بروى آنان گشود، و فيروزى يافتن (در كارزار) را بآنها وعده داد پس بسختى ايشان را در آتش افكند (بعذاب جاويد گرفتارشان نمود).