ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢١٨ - ٢٦٢ < ٣٢٦٢ > - نقل شده كه در زمان خلافت عمر ابن خطاب نزد او سخن در باره زيور كعبه(خانه خدا در مكه معظمه) و بسيارى آن به ميان آمد
(٣٢٧٠)
٢٦٢ (٣٢٦٢)- نقل شده كه در زمان خلافت عمر ابن خطّاب نزد او سخن در باره زيور كعبه (خانه خدا در مكّه معظّمه) و بسيارى آن به ميان آمد
، گروهى گفتند: اگر آنرا برداشته صرف سپاه مسلمانان كنى ثواب و پاداشش بيشتر است و كعبه زيور مىخواهد چه كند؟ عمر تصميم گرفت بر دارد، و در باره آن از امير المؤمنين عليه السّلام پرسيد، آن حضرت (در باره تصرّف نكردن در زيور كعبه) فرمود: ١- قرآن بر پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرود آمد و دارائيها چهار جور بود: (اوّل) اموال مسلمانان (پس از مرگشان) كه آنها را از روى حساب بين ارث برندگان تقسيم و پخش نمود، و (دوم) غنيمت (آنچه از دشمن بر اثر فيروزى بدست مىآيد) كه آنرا به كسانى كه مستحقّ آن بودند تقسيم كرد، و (سوم) خمس (پنج يك از سود داد و ستد) كه خدا قرار داد آنرا جائيكه تعيين نمود (كه بچه كسانى بايد داد) و (چهارم) صدقات (زكوات و بخششها) كه خدا قرار داد آنرا بجاى خود (كه چه كسانى بايد از آن بهره ببرند) و زيور كعبه آنروز در آن بود و خدا آنرا بحال خود گذاشت (دستورى براى تصرّف در آن نداد) و از روى فراموشى آنرا رها نكرد و مكان و جاى آن بر او پنهان و پوشيده نبود، پس (چون در باره همه اموال دستور داد و راجع به زيور كعبه چيزى نفرموده بنا بر اين تو) برجا گذار آنرا همانطور كه خدا و رسول قرار داده. عمر گفت: اگر تو نبودى ما رسوا مىشديم (چون بحكم خدا آشنا نيستيم) و زيور را بجاى خود گذاشت (در آن تصرّف ننمود).