ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٢٠٧ - ٥ < ٤٠٠٥ > - در گفتار آن حضرت عليه السلام است(در باره ايمان)
چهارم در آيد و آن هنگام مىرسد بحدّى كه ممكن است سوار شدن بر پشت او و خوب راندنش در رفتار، و حقائق نيز جمع حقّه است و بازگشت هر دو روايت (نصّ الحقائق و نصّ الحقاق) بيك معنى است، و اين (كه ما بيان كرديم) بطريقه و روش عرب شبيهتر است از معنى كه اوّل بيان شد.
(٤٠٠٥)
٥ (٤٠٠٥)- در گفتار آن حضرت عليه السّلام است (در باره ايمان)
: ١- ايمان در دل چون نقطه سفيدى پيدا ميشود هر چند ايمان افزون شود آن نقطه سفيد فزونى مىگيرد. (سيّد رضىّ «رحمه اللّه» فرمايد:) لمظة چون نقطه يا مانند آنست از سفيدى، و از اين معنى است كه گفته شده:
فرس ألمظ هرگاه بلب زيرين اسب خال سفيدى باشد (ابن ابى الحديد در اينجا مىنويسد: ابو عبيد گفته: در اين حديث حجّت و دليل است بر كسيكه انكار كرده و درست نمىداند كه ايمان زياده و كم ميشود، نمىبينى كه در اين حديث هست هرگاه ايمان زياده شود آن نقطه سفيد افزون گردد؟ و لكن طريحىّ «رحمه اللّه» صاحب كتاب مجمع البحرين در لغت لمظ پس از نقل اين حديث مىنويسد: قوله الإيمان يبدو لمظة، تقدير آن علامة الإيمان است يعنى نشانه ايمان مانند نقطه سفيد در دل كسيكه در اوّلين بار ايمان آورده هويدا مىگردد، پس چون به زبان اقرار و اعتراف نمود آن نقطه زياده ميشود، و چون بجوارح عمل صالح و كار نيك انجام داد آن نقطه افزونى يابد و همچنين «يعنى هرگاه مثلا بدنيا و كالاى آن دل نبست باز آن نقطه زيادهتر گردد» پس ناچار مضاف يعنى علامت و نشانه را در تقدير مىگيريم، زيرا ايمان همان تصديق بخدا و رسول او است در همه اوامر و نواهى و در آن زياده شدن و فزونى يافتن تصوّر نمىشود).