ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٢٠ - ٧٥ < ٣٠٧٥ > - از سخنان آن حضرت عليه السلام است(در باره قضاء و قدر)
(٣٠٧٨)
٧٥ (٣٠٧٥)- از سخنان آن حضرت عليه السّلام است (در باره قضاء و قدر)
به مرد شامىّ كه از آن بزرگوار (پس از بازگشت از جنگ صفّين) پرسيد: آيا رفتن ما به (جنگ اهل) شام بقضاء و قدر از جانب خدا بود؟ (امام عليه السّلام فرمود: سوگند به خدائى كه دانه را زير خاك شكافت و انسان را آفريد گام ننهاديم بجائى و به درّهاى سرازير نشديم مگر بقضاء و قدر، شامىّ گفت: پس رنج ما در اين سفر پاداشى ندارد «چون باختيار نبوده» امام عليه السّلام فرمود: اى شيخ خدا بزرگ گردانيد پاداش شما را در رفتنتان كه مىرفتيد و در باز گشتتان كه بر مىگشتيد و در هيچ حال مجبور نبوديد، شيخ گفت: چگونه است با اينكه قضاء و قدر ما را ميراند؟ امام عليه السّلام) پس از (اين) سخن دراز كه آنچه را ما از آن اختيار نمودهايم اينست (فرمود): ١- ويحك (خدا بتو رحم كند) شايد تو قضا و قدر لازم و حتمىّ را (كه بايد انجام گيرد) گمان كردى، اگر چنين بود پاداش و كيفر نادرست بود، و نويد بخير و خوبى (بهشت) و بيم بشرّ و بدى (دوزخ) ساقط مىگشت (و از جانب خدا براى گناهكار كيفر و براى فرمانبر پاداش تعيين نمىشد، و نيكوكار بستودن