ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١١٠٩ - ٤٢ < ٣٠٤٢ > - امام عليه السلام(در باره مؤمن و منافق) فرموده است
رسول اكرم را همراهى نموده و در كوفه در سنّ هفتاد و سه سالگى در سال سى و هفت يا سى و نه هجرىّ پس از آنكه در جنگ صفّين و نهروان همراه امير المؤمنين عليه السّلام بوده دار دنيا را بدرود گفته امام عليه السّلام بر او نماز خوانده در بيرون كوفه دفن شد و او اوّل كسى است كه در بيرون كوفه دفن گشته و پيش از آن مردم مردگانش را در خانهها يا جلو خانههاشان دفن مىنمودند، خلاصه حضرت در حقّ او) فرموده است: ١- خدا خبّاب ابن ارتّ را بيامرزد كه از روى رغبت اسلام آورد (نه به اكراه و اجبار) و از وطن هجرت نمود (و نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله آمد) براى فرمانبرى، و قناعت كرد (از كالاى دنيا) باندازه كفايت، و از خدا (بداده او از خوشى و سختى و بيمارى و تندرستى) راضى و خوشنود بود، و در زندگانى (همه عمر در راه خدا) جهاد كننده بود (٣٠٤٤) (پس از آن او را ستوده و مىفرمايد:) ٢- خوشا بحال كسيكه بياد معاد و بازگشت باشد، و براى حساب و وارسى (در آنروز) كار كند، و باندازه روزى خود قناعت نمايد، و از (داده) خدا راضى و خوشنود باشد.
(٣٠٤٥)
٤٢ (٣٠٤٢)- امام عليه السّلام (در باره مؤمن و منافق) فرموده است
: ١- اگر با اين شمشيرم به بن بينى مؤمن بزنم كه با من دشمن شود دشمنى نخواهد نمود، و اگر همه (كالاى) دنيا را بر سر منافق بريزم كه مرا (براستى) دوست دارد دوست نخواهد داشت، ٢- و اين براى آنست كه (در حكم الهىّ) گذشته و به زبان پيغمبر امّى صلّى اللّه عليه و آله جارى گشته كه فرموده: يا علىّ مؤمن با تو دشمن نمىشود و منافق ترا دوست نمىدارد.