ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٠١٢ - قسمت يازدهم نامه
[قسمت يازدهم نامه]
٤٣- پس در كارهاى عمّال و كار گردانانت نظر و انديشه كن، و چون آنان را تجربه و آزمايش نمودى بكار وادار (تا ديانت و راستى و درستيشان را نيازمودهاى بكارى مگمار) و آنها را بميل خود و كمك بايشان و سر خود (بىمشورت) بكارى نفرست، زيرا بميل و سر خود كسيرا بكارى گماشتن گرد آمدهايست از شاخههاى ستم و نادرستى (به رعيّت، چون حكمران اگر سر خود بدون مشورت و آزمايش به هواى نفس اشخاصى را به كارهايى گماشت خلاف عدل و داد رفتار نموده و امانت مردم را تباه ساخته است) و ايشان را از آزمايش شدگان و شرم داران از خاندانهاى نجيب و شايسته و پيش قدم در اسلام بخواه (بكار بگمار) زيرا آنها داراى اخلاق و خوهاى گراميتر و ناموس درستتر (ننگ بر خود روا نداشتهاند) و طمعهاى كمتر و انديشه در پايان كارها را رساتر هستند، ٤٤- پس جيره و خوار و بارشان را فراوان ده كه اين كار آنان را به اصلاح (و نيك كردن خوهاى) خودشان توانا مىدارد، و بىنياز مىگرداند از خوردن آنچه (مال مسلمانها) كه زير دستهاشان مىباشد، و حجّت و دليل است بر ايشان اگر فرمانت را بكار نبستند يا در امانتت رخنهاى گشودند (اگر آنها را سير نموده باشى و دستورت را انجام ندهند يا در امانتت خيانت نموده رشوه گيرند و تو بخواهى به كيفرشان برسانى عذرى ندارند) ٤٥- پس در كارهايشان كاوش و رسيدگى كن، و بازرسهاى راستكار و وفادار بر آنان بگمار، زيرا خبرگيرى و بازرسى در نهانى تو كارهاى آنها را سبب وادار نمودن ايشان است بر امانت دارى و مداراة نمودن و نرمى با رعيّت (هرگاه والى به كارهايشان نرسد آنها از راه عدل و دادگرى بيرون رفته