ترجمه نهج البلاغه - فيض الاسلام اصفهانى، على نقى - الصفحة ١٠٠٥ - قسمت هفتم نامه
(ى داد و ستد و زناشوييها) حكم مىنمايند، و كار گردانان كه باج و خراج گرد مىآورند، و نويسندگان كه براى كارهاى همگانى و خصوصى بآنها اعتماد ميشود (و سر رشته حساب نگاه مىدارند) ٢٩- و نظام و آسايشى براى همه اين دستهها نيست مگر به سوداگران و صنعتگرانى كه سودهاشان را گرد آورده بازارها بر پا مىدارند، و كارهايى انجام مىدهند كه سعى و كوشش غير ايشان آن كارها را سامان نتواند داد، ٣٠- پس از اين دسته فروتنان هستند كه نيازمندان و بيچارگانند و بخشش و كمك بآنها (بر توانگران) واجب و لازم است، ٣١- و نزد خدا براى هر يك از اين طبقات گشايشى است (نه تنگى و ناتوانى، پس اگر بعضى را به بعضى نيازمند گردانيده طبق حكمت و مصلحت بوده نه از روى تنگى و كمى قدرت) و هر يك از آن دستهها را بر حكمران حقّى است به اندازهاى كه كار آنرا بصلاح آورد، و حكمران از عهده آنچه خدا بر او لازم گردانيده بر نمىآيد مگر به سعى و كوشش، و يارى خواستن از خدا، و آماده نمودن خود بر بكار بستن حقّ، و شكيبائى بر آن در كار آسان يا گران و دشوار.