صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٩٣ - مقايسه نظام سلطنتى با نظام جمهورى
ملت مىدهند به يك شخصى [١]. خوب ما حالا قبول كرديم يك موهبت الهى است كه ملت مىدهند، كىْ ملت دادند اين را؟! كىْ ملت اصلًا اختيار در اين باب داشتند؟ ايشان [٢] كودتا كرد و آمد ايران، آمد تهران، از قزوين آمد تهران را گرفت و كودتا كرد و يك عدهاى را گرفت، حبس كرد و كم كم ماند. اولش نمىدانم رئيس قشون بود و بعد كم كم شد وزير جنگ و بعد كم كم شد نخست وزير و بعد هم با سرنيزه مجلس درست كرد و با سرنيزه الزام كرد اينها را كه بايد قاجاريه را خلع بكنيد و بايد من سلطنت كنم. همهاش سرنيزه بود. «موهبت الهى» كه مردم مىدهند- فرض كنيم كه يك مطلبى است اينكه اين موهبت الهى است و مردم مىدهند به يك كسى- مردم مىدهند! آخر مردم كجا دادند؟ كى مردم همچو كارى كردند؟ و من عرض كردم كه حالا ما فرض مىكنيم كه اين مردم هم [سلطنت] دادند به پدر ايشان و خوب، حالا بعدش چه؟ آن جمعيتى كه آنجا بودهاند يك كسى را وكيل كرده، فرض كنيد وكيل، وكيلِ من كه نبوده پدر من! شما همهتان آن زمان هيچ يادتان نيست؛ هيچ كدام، هيچ كدامتان رأىْ آن وقت نداشتيد، نبوديد تا رأى بدهيد؛ هيچ كدام شما آن وقت نبوديد، ما هم كه بوديم كه رأى نداشتيم، نداريم؛ خوب، رأى كه به او ندادند. حالا ما فرض مىكنيم كه آن جمعيت رأى دادند به او؛ الآن كه ما مىخواهيم زندگى بكنيم مقدرات مملكتمان را تحت نظر يك كسى قرار بدهيم، يك كسى بخواهد دخالت در امور مملكتى ما بكند بدون اينكه ما اصلًا اطلاعى داشته باشيم و بدون اينكه اختيارى داشته باشيم، ايشان بايد هر كارى دلش مىخواهد بكند؟
مقايسه نظام سلطنتى با نظام جمهورى
بنا بر اين اصل رژيم سلطنتى يك چيز غلطى است. رژيم «سلطنتى» چيست؟! بايد مردم خودشان يك كسى را تعيين كنند. مثلًا- فرض كنيد كه- يك وكيلى را تعيين كنند برايشان كار بكند. بايد مردم خودشان يكى را تعيين كنند كه او دخالت كند در امورشان؛
[١] اصل سى و پنجم از متمم قانون اساسى سابق: «سلطنت وديعهاى است كه به موهبت الهى از طرف ملت به شخص پادشاه مفوّض شده».
[٢] رضا خان.