صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣١٨ - متن و تاريخ اسلام، دليلى بر پويايى اسلام در برابر غارتگران
پانصد سال- هزار سال پيش از اين داشته باشد نداشته است، آن وقتى كه اروپايىها راه پيدا كردند به ممالك شرق و ديدند كه يك طعمه خوبى است ممالك شرق و براى بلعيدن اين طعمه مطالعات كردند، اين مسائل پيدا شده است؛ اينكه ساير اديان را هم مىگويند، مقدمه اين است كه اسلام را بگويند؛ و الّا آن اديان ديگر خيلى مورد احتياجشان نيست؛ مقدمه اين است كه اسلام را در نظر مسلمين از آن پايهاى كه دارد منحطش كنند؛ مسلمين را از اسلام جدا بكنند. به ذهنشان بياورند كه اسلام يك دينى است كه آمده است جامعه را خواب كند تا قدرتمندها بخورند اين جامعه را! منطق اينها اين است- يعنى منطق نيست- حرف اينها اين است. و حرف هم روى اين اساس است كه مىخواهند كه با اين كلام، با اين تبليغات، شما را جدا كنند از اسلام. ما بايد همين طورى، جوانهاى ما همين طور قبول كنند كه تا در يك روزنامهاى، در يك كتابى، در يك مجلهاى نوشته شد كه «اسلام، افيون جامعه»، همه دست بگيرند و بگويند همين است؟! كسى كه يك مطلبى را همين طورى قبول كند، اين اصلًا از فطرت اسلامى، از فطرت انسانى خارج است. فطرت انسانى براى هر مطلبى كه واضح نيست دليل طلب مىكند؛ همين طورى قبول نمىكند.
متن و تاريخ اسلام، دليلى بر پويايى اسلام در برابر غارتگران
خوب، ما بايد مطالعه كنيم ببينيم كه آيا متن اسلام- كه سندش قرآن و حديث است- اين متن اسلام اين طورى است؟ قرآن اين طورى است كه جامعه را دعوت كرده به اينكه خواب بروند و قلدرها بخورند اين جامعه را؟ سلاطين و اينها بخورند اين جامعه را و هر كارى دارند، هر سلطهاى كه دارند، آن سلطه را تحقق بدهند؟ يا قرآن اين جور نيست؟ اين خيلى دقت نمىخواهد؛ يك نظر سطحى مىخواهد به قرآن كه قرآن را بخوانند، [با] يك نظر سطحى ببينند كه در قرآن راجع به جنگها چقدر است، و جنگها با كى بوده. چقدر آيات ما راجع به جنگها و آداب جنگ و تحريك به جنگ و وادار كردن و امر كردن و الزام كردن به اينكه مسلمين بايد بروند سراغ قتال و جنگ، چقدر آيات است و جنگ با كى بوده. اين يك مسئله سطحى است؛ اين ديگر دقت و علميت نمىخواهد.