صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٩٦ - مردم اغفال نمىشوند
يكدفعه مىبينيد تعطيل مىشود. شهرهاى بزرگ تعطيل مىكنند از باب اينكه تشخيص مىدهند كه امروز تعطيل است. كسى باشد يا نباشد، ديگر اين فرق نمىكند. اين تهديدها يك تهديدهاى بچگانه است كه يكدفعه توهّم اين بشود كه- مثلًا- زيد را ترور مىكنند. وقتى ترور كردند آتش خاموش نمىشود؛ آتش اگر روشنتر نشود خاموش نمىشود. اين هم يك تشبث بچگانه است كه اينها گاهى مىكنند، و سابق هم سابقه دارد كه گاهى مىكردند، حالا هم باز كردهاند و مىكنند.
مردم اغفال نمىشوند
اخيراً بعد از اينكه ديدند كه «دولت آشتى» نتوانست كار خودش را انجام بدهد- و از اول يك دولتى بود كه مىخواست با فريبكارى مردم را منحرف كند و بخواباند اين نهضت را و وعدههايى داد و عملهايى كرد و چيزهايى، اما همهاش چيزهايى كه خواست ملت نبود، يك چيزهاى ديگر بود خواست ملت، اينها تَبَع خواست ملت بود، «قمارخانهها را بستيم»! هزار جور مركز فحشا باز است! بالاترين مركز فحشا دستگاه محمد رضا خان است كه درش باز است! درِ فحشا. فحشا نه به آن معنا، فحشا به اين معنا كه بدتر از فحشاست. فحشاى به آن معنا كه يك بارگاه به تمام معنا ظلم، يك بارگاه به تمام معنا خيانت، به تمام معنا جنايت! درِ آنجا را اگر بستيد ملت يك قدرى آرام مىشود- يك قدرى البته نه تمام! اما قمارخانهها را بستيد! مثلًا ملت آمده اين همه فرياد مىكند داد مىزند و كشته مىدهد كه قمارخانهها باز است؟! اين را مىخواهد؟! البته خوب، اين هم يكى از چيزهايى است كه مىخواهد اما صداى ملت را بايد از توى خيابانها شنيد، ببينيم ملت چه مىخواهد. بعد از اينكه دولت آشتى باطنش ظاهر شد و معلوم شد كه «آشتى» به معناى حكومت نظامى است و به معناى تثبيت، مسلط كردن يك اشخاصى از اشرار كولىها از اشرار- به جان مردم، چماق است و زدن است و بستن است و اختناق است و اينها، بعد از اينكه معلوم شد يك همچو مطلبى- كه از اول هم براى ما معلوم بود كه قضيه اين حرفها نيست، قضيه اغفال مردم است كه مىخواهند اين نهضت را به هر جورى هست خفهاش كنند- [در] اين هم توفيق پيدا نكردند؛ حالا چند ماه است كه حكومت