صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٦٣ - فرهنگ استعمارى
مىكند همهاش خونريزى است! آزادى همهاش حبس است، همهاش زجر است! اينها همه با هم دست به هم دادهاند و با يك صدا دارند صدا مىكنند كه ما آزادى و استقلال مىخواهيم.
ارتش انگلى، دستساز مستشاران امريكايى
ما نمىخواهيم كه وقتى مىرويم سراغ نظاميهايمان [١]، وقتى مىرويم سراغ لشكرمان، امريكايىها بيايند ادارهاش بكنند؛ ... تحت نظارت مستشارهاى امريكايى باشند؛ يك ارتش انگل درست كنند، يك ارتشى كه مال ايران را صرف در راه آنان بكنند و آنها تحت نظارت و تربيت مستشارهاى امريكايى براى امريكايىها بخواهند كار بكنند. وقتى كه نظام آن را مىبينى يك همچو نظامى [است]! وقتى اصل آقاى شاهش را مىبينى، آن را هم متفقين اينجا گذاشتند. خودش گفت اين را كه «متفقين صلاح ديدند كه من باشم» پدرش را هم كه انگليسها گذاشتند! راديو دهلى هم اعلام كرد اين مطلب را در [آن] وقت، در جنگ عمومى [٢] راديو دهلى اعلام كرد اين مطلب را كه «ما رضا شاه را آورديم و بعد خيانت به ما كرد و مىبريمش»؛ بردندش به جزيره موريس، و به جهنم فرستادندش.
فرهنگ استعمارى
وقتى كه فرهنگش را ملاحظه مىكنيم، مىبينيم كه اين فرهنگْ فرهنگ استعمارى است؛ يعنى فرمايشى است؛ يعنى مأمور كردهاند. ايشان مىگويد كه كتاب مىنويسد «مأموريت [براى] وطنم»! درست مىگويد كه براى وطنش «مأموريت» دارد! از طرف امريكايىها هم مأموريت دارد! مأموريت دارد كه اين وطن را، اين جوانهاى وطن را ضايع بكند، اينها را عقب بنشاند، مملكت را به حال عقبماندگى نگه بدارد كه در آن رشد حاصل نشود؛ در طبقه جوان رشد حاصل نشود كه در مقابل امريكا بايستد بگويد
[١] اصل: نظاممان.
[٢] جنگ جهانى دوم در شهريور ١٣٢٠.