صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٣٤٥ - تبليغات روزنامههاى شوروى
مردم عادت كردهاند به اين حكومتْ نظاميها. يك چيز تازهاى يكوقت بود سابق، بله؛ سابقِ ايام، كه مردم باز آشناى به اين مسائل نبودند و نشده بودند اگر يك نظامى مىآمد توى بازار و هر غلطى مىخواست بكند، كسى نبود بگويد نه؛ اگر دو تا ستاره اينجاى [١] يك كسى بود ديگر وا مصيبتا بود! هر جا مىرفت و هر كارى مىخواست بكند و هر شرارتى مىخواست بكند، كسى نبود كه بگويد نه. اما حالا اگر خودش هم بيايد وسط ميدان، مىريزند تكه تكهاش مىكنند! حالا غيرِ آن وقت است، اين ملت غيرِ آن ملت است. اين تحول كه حاصل شده از براى اين ملت، مردم را عوض كرده؛ يك چيز ديگرند اينها. يك موجودات ديگرى شدهاند اينها. اينها ديگر خوف اينكه حكومت نظامى بشود يا مثلًا يك رژيم نظامى روى كار بيايد، اينها خوف اين را ديگر ندارند براى اينكه نظامى همين است كه اينها ديدهاند و همراهاش مبارزه و معارضه كردهاند و ازش كتك هم خوردهاند و آدم هم ازشان كشتهاند- آنها كشتند- همه اينها را مردم ديدهاند. وقتى بنا شد كه آدم را بخواهند بكشند، چه رژيم نظامى باشد، چه حكومت نظامى باشد، چه عادى باشد. خوب، مردم تن دادهاند به كشته شدن. بنا بر اين اينها راه حل نيست كه كسى بخواهد حل كند يك قضيهاى را، يعنى درد مردم را دوا بكند.
تبليغات روزنامههاى شوروى
در روزنامه شوروى هم يك چيزى نوشته بود- كه يكى از اتباع امريكا هم، از دوستان شاه و اتباع امريكا هم همان را تكرار كرده بود- كه اين (آن به تعبير ديگر، اين به تعبير ديگر) آن به تعبير اينكه اين روحانيون كه در اين قضايا مخالفند با شاه، اين «اصلاحات ارضى» ضرر به آنها زده است! چون ضرر به آنها زده از اين جهت منافعشان در خطر شده است و اينها مخالفت مىكنند! آن هم گفته است كه فلان آدم- فلانى [٢] اين غرض شخصى دارد با شاه! ما ديروز عرض كرديم كه غرض شخصى نيست، و قضيه اين
[١] اشاره به سرشانه.
[٢] در تحليلهاى غرضورزانه برخى از نويسندگان غربى، قيام امام خمينى دشمنىِ شخصى امام با شاه وانمود شده است.