صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٠ - حضرت على در برابر ستمگران
سياست چه كار دارد، اين جنگ با اسلام است. بين خود مسلمين كه اين مسأله مطرح است، كأنه يك مسئلهاى است كه جنگ با اسلام [را] الآن شروع كردهاند و مىكنند.
شورانيدن تودهها بر ضد سرمايه داران
از آن طرف ما بايد ببينيم كه خوب، آنهايى كه اسلام را تبليغ كردند و از اول هم شما ببينيد كه [در راه اسلام مبارزه] مىكردند [چه كسانى بودند]، خود پيغمبر اسلام با كى جنگ كرد؟ با اين قدرتمندان مكه و قدرتمندهاى حجاز. بعدش خلفايى كه بودند، چه خلفايى كه ما قبولشان داريم، چه خلفايى كه ما قبول نداريم؛ آنها با [چه كسانى] جنگ [كردند]، آنها هم لشكر كشيدند با سلاطين ايران و سلاطين رُم و با اينها جنگ كردند؛ با سلاطين جنگ مىكردند، نه اينكه از قِبَل سلاطين مأمور بودند كه مردم را خواب كنند. آنها مأمور تحرك بودند؛ تحرك اينكه مردم مُسْلم و ضعفا را، مستضعفين را بشورانند بر اين اشخاصى كه دارند مال مردم را مىخورند. رُمىها و ... ايرانىها آن وقت محل ابتلا بودند. جنگها كردند با اينها، و فتح كردند آنجاها را براى مسلمين و براى اسلام؛ و ابداً اين مسأله مطرح نبوده است كه يك كسى بگويد كه بسازيد با اين دولتمندها، بسازيد با اين سلاطين؛ يك همچو مطلبى نبوده است در كار. هميشه جنگ بوده، خود پيغمبر اسلام و بعدش هم خلفاى پيغمبر.
حضرت على در برابر ستمگران
زمانى هم كه حضرت امير- سلام اللَّه عليه- بودند، ايشان هم مبتلا شدند به يك جنگ داخلى؛ كه مىديدند اگر اين جنگ داخلى را [دنبال] نكنند، اسلام را معاويه فاتحهاش را مىخواند. معاويه يك حكومت بود در شام؛ مثل سلاطين زندگى مىكرد، داراى لشكر و داراى همه [امكانات] بود. حضرت امير هم كه در رأس روحانيت و آقاى روحانيون است، ايشان هم كه وقتى مىخواهند جنگ بكنند، وقتى مىخواهند زندگى بكنند و خلافت را بشناسانند، نمىآيند مردم را خواب كنند تا قدرتمندها بيايند اينها را بخورند. ايشان هم جنگ مىكند؛ با كى؟ با معاويه كه در مركز شام نشسته و اسلام با بودن او در خطر است، و دارد مردم را استعباد كرده و ظلم مىكند.