صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧١ - قرارداد كاپيتولاسيون و سابقه آن در ايران
تمام مىشود، اين براى اين است كه بىاندازه مىدهيد. امريكا نفت دارد؛ نه اينكه احتياج به نفت دارد امريكا. امريكا چاههاى نفت زياد دارد و استخراج هم [نمىكند]؛ يعنى به اين معنى كه رسيدهاند به چاهها و آنجاهايى هم كه نفت زير زمين دارند، آنها هم هست، چاهها را، سر آنها را بستهاند براى آتيه خودشان و از اين هديه ناقابل «اعليحضرت» دارند مىگيرند، ولى همه نفتهاى خودشان زير زمين مانده است! الآن چاهها را كندهاند رسيدهاند به نفت و در آن را بستهاند و نشستهاند روى آن و دستشان را دراز كردهاند كه بابا نفت بده!
اينها مىگويند ما نفت نمىدهيم! ندادهايم به امريكا، يا به اندازه دادهايم. خوب، شما از اين پولى كه داريد مىگيريد و از اين اسلحهاى كه وارد كردهايد و از اين بيليونها اسلحهاى كه وارد كرديد، معلوم است كه چقدر دادهايد؛ و الآن هم معلوم است كه چقدر داريد مىدهيد به امريكا و به ساير ممالك ديگر. مىگويند بله، ما مىدهيم- مدعى هستند كه- ما مىدهيم لكن ارز مىگيريم! خوب، اينها يكى شان بنويسد كه ما پول مىگيريم از امريكا. همه شان قبول دارند به اينكه ما مىدهيم و اسلحه مىگيريم. خوب اين اسلحه را قائلند به اينكه براى مملكت ما اين همه اسلحه و اين همه تجهيزات لازم است؟! و ما مىخواهيم يك قدرتْ مثل شوروى پيدا بكنيم! يك قدرتى مثل امريكا پيدا بكنيم؟ اين طورى است كه ما لازم داريم اين طور چيزها را و متخصص داريم نسبت به اين طور مسائل و خود ما داريم اداره مىكنيم؟
قرارداد كاپيتولاسيون و سابقه آن در ايران
خوب، همه مىدانند كه چهل و پنج هزار- بعضى هم مىگويند شصت هزار- مستشار امريكايى هست! كارشناسهاى امريكايى هست در ايران با مصونيت. نه مصونيتِ فقط اينها، مصونيت هر چه امريكايى هست، كه اينها مصون كردند امريكايىها را. اينها قصههايى است كه تاريخ بايد ثبت كند، بعدها بفهمند كه وضع ايران چه بوده است. در زمان رضا شاه وقتى كه «كاپيتولاسيون» به اصطلاح خودشان لغو شد- آن هم لغويتش حرف بود اما حالا لغو شد- چه بساطى درست كردند در تبليغات كه بله ديگر