صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٦ - اصلاحات ارضى و نابودى كشاورزى
منطق كارتر
در اين تبليغات كدام آزادى مردم دارند؟ در اين تبليغات كه ايشان مىفرمايند كه «آزادى تندى»، «دموكراسى تندى» داده است! خيلى آزاد كرده مردم را، مردم حوصله شان سر رفته و فرياد مىكشند، از باب اينكه زياد «تند» است اين مسأله! چپ و راست الآن اعتراض مىكنند به شاه! اختلافشان اين است كه او آزادى مىخواهد بدهد، اينها همه تخلف از او دارند مىكنند، نمىخواهند! اين داد و فرياد اين مردم كه توى خيابانها دارند فرياد مىزنند كه «آزادى و استقلال»، مقصودشان از آزادى؛ يعنى آزادى نمىخواهيم! آزادى و استقلال؛ يعنى ما آزادى نمىخواهيم! ما استقلال نمىخواهيم! شاه آزادى و استقلال مىخواهد بدهد، مردم اين طور با او مخالفت كردهاند! منشأ اين تعبير اين است، منشأ تعبيرى كه در روزنامههاست، كارتر گفته است كه ايشان چون آزادى تند قاطع دادند، منشأ اختلاف مردم و مخالفت چپ و راست با او همين معنى است كه او آزادى قاطع داده. آزادى چون داده، از اين جهت اين احزاب سياسى و نمىدانم اين حزب كذا و كذا و جبهههاى مختلف همه با او مخالف هستند كه چرا تو آزادى دادى!؟ ملت هم با او مخالف است كه چرا تو آزادى دادى!؟ اين منطق كارتر است راجع به آزادى كه ايشان به ملت دادهاند.
اصلاحات ارضى و نابودى كشاورزى
و اما «مملكت مترقى»، كه يك «جامعه مترقى» ايشان درست كرده! يك «مملكت مترقى» درست كرده! مملكتش را رو به ترقى دارد مىبرد! منشأ مخالفت هم در [گذشته اين] بود! همان دوره اول سابقاً؛ باز منشأ مخالفت هم همين معنى است! در منطق آقاى كارتر «ترقى» يك معنايى دارد كه ماها نمىتوانيم بفهميم؛ و الّا مملكتى كه هر جايش را دست بگذارى خرابى است؛ شما الآن هر جا اين انقلاب سفيدى كه ايشان مىگويند، شما هر ماده از آن را كه مىخواهيد بياوريد در مجامع انسانى بگذاريد، ببينيد كه ايشان چه كرده است با اين مملكت، با اين بساطى كه درست كرده است و ... آن قضيه به قول خودش ديگر ارباب و رعيتى در كار نيست! اصلًا ارباب و رعيتى از بين رفته! دهقانانند،