صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٧٥ - رسانههاى گروهى در خفقان
تندى و قاطعى، الآن عمل كرده است؛ اين دليل بر اين است كه ايشان قبل از اين آزادى نداده بوده است و دموكراسى نبوده مملكتش و با قلدرى اين مملكت اداره مىشود و همين جرم است براى شاه كه بايد محاكمه بشود اين آدم. اين آدم به حكم قوانين بايد محاكمه بشود. آن وقتى شاه را محاكمه نمىكردند كه سلطنت بكند فقط، و غير مسئول باشد؛ كسى كه همه مسئوليتها به گردن اوست، بايد بيايد پيش ملت، بايد اين [شخص، محاكمه] بشود. اگر بخواهد هم برود، بايد بيخ ريشش را بگيرند، اگر داشته باشد! نگذارند برود تا محاكمهاش كنند؛ تا اين همه خونريزى كه اين آدم كرده است، جواب بيايد بدهد، تا اين سلب آزادى كه از مردم كرده است بيايد جواب بدهد؛ اين هم باب مطبوعاتشان.
رسانههاى گروهى در خفقان
خوب، يكى از اين [وسايل] چيزهاى تبليغى راديو- تلويزيون است. كدام يك از اين دو مركز تا كنون توانسته است يك كلمهاى، اگر شاه يك تخلفى كرده باشد، اگر يك كشتارى كرده باشد، بگويند شاه اين كار را كرده است؟ الآن كدام مطبوعات جرأت مىكنند بگويند: امر شاه است؟ الآن هم كه دارند مىگويند: دولت و نمىدانم، شهربانى و نمىدانم، حكومت نظامى است، اينها شعر [است]، خود اين آدم است. الآن هم كه شكست خورده است، باز از آن زير، خود اين آدم است كه دارد اين كارها را انجام مىدهد و الّا شهربانىِ يك جايى چه كار دارد كه مردم اين طور باشند. خوب، امرش مىكنند؛ همه مىگويند: امر است. ما آن وقت كه قم بوديم، وقتى كه آمدند مدرسه فيضيه را به آن فضاحت ريختند و طلبهها را آن طور زدند و بعضى شان را كشتند، بعضى شان را [مجروح كردند]؛ بعد به هر كس كه مراجعه مىشد، مىگفتند: امر اعليحضرت است. هر كس؛ شهربانى قم [مىگفت] امر اعليحضرت است. به هر كه مراجعه مىكردند، همهاش امر اعليحضرت بود و همين طور هم بود و تا حالا اين امر اعليحضرت است؛ ديگر غير از اعليحضرت كه كسى نيست در كار. اين هم باب راديوشان و تلويزيونشان؛ اين امثال باب تبليغاتشان.