صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٥٢٢ - حكومت اسلامى رأى همه ملت
كه بيشتر از آن حد نروند كه مبادا يك آدمى پيدا بشود در مقابلشان بايستد. پس رفتن شما اسباب اين مىشود كه اين تجزيه برداشته بشود، يعنى استقلال [پيدا] بشود؛ مستقل بشود.
حكومت اسلامى رأى همه ملت
اين طرحى را كه ما داديم ايشان مىگويد كه اين طرح اصلًا همان قضيه تجزيه است. اينكه همه مردم دارند مىگويند حكومت اسلامى، يعنى يك حكومتِ تجزيه شده! و همه در همه اطراف مملكت يكصدا دارند مىگويند ما حكومت اسلامى مىخواهيم، اين معنى لا تجزيه است؛ اين معنى اين است كه همه يك چيز مىخواهند. تجزيه معنايش اين است كه يك دسته يك چيزى را بخواهند و يك دسته يك چيز، يك دسته يك چيز ديگر.
يكى از حرفهايش اين است كه آن وقت كردستان خودش على حده مىشود! اگر به اين ترتيبى كه اينها مىگويند كردستان على حده مىشود، بلوچستان على حده مىشود، لرستان على حده، اينها هر كدام يك حكومت مستقله و خودمختارى مىخواهند، ما مىگوييم كه الآن وضعِ همه جا خراب است. اين همه مردم كه الآن دارند فرياد مىكنند كه ما حكومت اسلامى مىخواهيم، معنايش اين است كه تجزيه نمىخواهيم. معنايش اين است كه كردستانْ على حده حكومت اسلامى مىخواهد، آن هم حكومت اسلامى مىخواهد، آن هم حكومت اسلامى. همه شان دارند [مىگويند] حكومت اسلامى. الآن شما به كردستان برويد فرياد حكومت اسلامى است، به بلوچستان برويد فرياد حكومت اسلامى است، به خراسان برويد، هر جا برويد همين صحبت است و «همين آش است و همين كاسه» كه حكومت اسلامى مىخواهيم. وقتى بنا شد يك ملتى همهاش حكومت اسلامى بخواهد، اين ديگر تجزيه بردار است؟! اين را مىشود گفت تجزيه؟! اين تبليغات است. كه حالا من خسته شدم كه ما بقىِ «فرمايشات» ايشان را درست توضيح بدهم.
ان شاء اللَّه خداوند تأييد كند همه شما را، و اصلاح كند امور مسلمين را، امور ايران را.