صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٨٤ - اصلاحات ارضى و پيامدهاى آن
مىبينيم كه ايشان با اسم «اصلاحات ارضى» زراعت ايران را بكلى از بين برده. الآن شما خيال مىكنيد ايران ديگر زراعتى براى خودش چيزى دارد؟ زراعت ايران را ايشان از بين برده است، آن وقت خيلى تعريف مىكنند از اينكه چقدر وارد كرديم! اين مضحك است واقعاً! يك مملكتى كه صادر مىكرده است اين چيزها را، گندم را، جو را، نمىدانم چيزهاى ديگر را صادر مىكرده، حالا مداحى از آنها مىكنند كه چقدر ما وارد داريم مىكنيم! اين عزادارى دارد نه مداحى. كى از بين برد اين زراعت عظيم ايران را كه يك استانش براى خود ايران كافى بود؟ حالا بايد ما همه چيزهايمان را از خارج بياوريم. دامدارى را اينها بكلى از بين بردند؛ مراتع ما را كه جاى دامدارى بود، گرفتند «ملى» كردند به اصطلاح خودشان. معنى «ملى» هم اين است كه خود ايشان ملتند؛ اصلًا تمام ملت عبارت از شاه است و عائله شاه! اين چيزى را [كه] مىگويند ملى شد؛ يعنى خودمان داريم مىخوريم! ديگر ملت كه نداريم ما؛ ديگران بروند سراغ كارشان. چه [كاره] هستند اينها؟ يك مشت مردم همين طورى و بازارى و دانشگاهى؛ به چه درد مىخورند؟ ملت، يعنى شاه و دارودسته شاه! ملى كردند مراتع را، ملى كردند جنگلها را؛ معنى ملى كردن جنگل؛ يعنى به نفع خودشان. اينها مردم را ممنوع كردند از اينكه دامهايشان در آنجا برود. از بين رفت همه [دامها] شان. مردم را ممنوع كردند از اينكه از جنگلها استفاده كنند. جنگلها را دادند به اين طرف و آن طرف؛ فروختند به اينها و منافعش را هم خوردند و رفت سراغ كارش. ما نمىدانيم اينها دارند چه مىكنند.
اصلاحات ارضى و پيامدهاى آن
خوب، ما زراعت ايران را مىبينيم در اين زمانى كه اينها «اصلاحات ارضى» كردند تا حالا؛ زراعت از بين رفت، تمام شد. آن وقت ضررش چه بود؟ يك ضررش اين بود كه ما بازار شديم از براى امريكا؛ بايد گندم امريكا، همه چيز از خارج بايد بيايد و مردم پولشان را بدهند در ازاى گندمهاى امريكا. چيزى كه از خودشان و از مملكت خودشان بود و خودشان بايد استفادهاش را ببرند؛ يعنى برادرانشان بفروشند و پولش را بگيرند، حالا ما بايد گندم امريكارا بخريم؛ يا همه چيزش، حتى تخم مرغ هم مىگويند از اسرائيل مىآيد.