صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٦٨ - «فضاى آزاد سياسى» يعنى اختناق!
نيست و لهذا مىبينيد كه در تمام اين روزنامهها و در تمام اين راديوها و دستگاه تبليغى، آن نقطه اصلى را باز نمىتوانند ذكر كنند. همهمان مىدانيم، همه شان مىدانند، همه مطبوعات و ارباب مطبوعات مىدانند اين را كه آن نقطه اصلى- كه البته نقطه اصلى كه عرض مىكنم نقطه اصلى در اين صف نوكرها، نه در آن صف اربابها- آن نقطه اصلى عبارت از شاه است. يعنى تمام اين جنايتهايى كه در ايران واقع شده است در عصر ما- در اين عصر- تمام اين جنايتها با امر شاه است. امكان ندارد كه يك سربازى سرِ خود آدم بكشد، يا يك صاحبمنصبى سر خود اجازه آدمكشى بدهد، يا يك وزيرى، يك- نمىدانم- نخستوزيرى همچو قدرتى داشته باشد كه سر خود دستور كشتن، دستور زخم زدن، اين دستورات را بدهد. تمام اين جنايتهايى كه واقع شده و واقع مىشود با امر مستقيم شاه است كه بايد بزنيد. در ١٥ خرداد- از قرارى كه معروف شد- فرماندارْ خودِ او بوده است و با هليكوپترش بالاى شهر [پرواز] مىكرده است و امر مىكرده. امرش اين بوده است كه به جاهايى بزنيد كه ديگر زخمى نباشد، [به] مريضخانهها، به جاهايى بزنيد كه بكشد!
«آزادى» و «فضاى آزاد سياسى» معنايش اين است كه هيچ كس حق اظهار نظر ندارد، چنانچه مطبوعات ما حالا هم حق اظهار نظر ندارند! اگر يك وقتى آزاد بشود مطبوعات ما و دستگاههاى تبليغاتى، از قبيل راديو و تلويزيون و اينها، آن وقت معلوم مىشود قضيه چه هست و چه بوده؛ يعنى حالا نه من و نه شما و نه اكثر مردم اطلاع نداريم از اينكه چه گذشته است. ما اطلاع از اين ظواهر داريم؛ از اين خيابانها كه كشتهها تويش پُشته شده است و از اين ظواهر امر، از اين سطح ظاهرى ماها اطلاع داريم؛ از آن سطح باطن و از آن مسائلى كه بر ايران گذشته است و مىگذرد و زير پرده است، از آنها ما الآن اطلاع نداريم؛ لكن اشخاصى هستند كه اطلاع دارند و در عمق مسائل بودهاند، و حالا شايد همه چيزها هم نباشد لكن خوب بيشترش در تواريخ هست. الآن شما مطمئن باشيد كه كتابها نوشته شده است لكن اينها نتوانستهاند اين كتابها را طبع كنند و منتشر. و آن وقتى كه آزاد بشود به معناى حقيقى، آن وقت است كه اين كتابها بيرون مىآيد؛ آن وقت مطبوعاتْ ديدنى