صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ١٢٨ - اجازه سلطنت به شاه، خيانت به مردم است
از آقايان، از بعضى از محترمين- كه مثلًا خوب است كه اصل رژيم باقى باشد و اين شخص برود، لكن بعضى تصريح به اين مىكنند كه ايشان هم باشد، لكن همان طورى كه قانون اساسى تكليف سلطان را معين كرده است كه سلطان باشد و حكومت نكند، همين سلطنت بكند؛ بايستى ما هم همين طور رفتار كنيم و بگوييم كه ايشان سلطنت بكند و حكومت نكند و حالا به اين مطلب قانع بشويم و بعد كم كم، يك قدم يك قدم، جلو برويم؛ اين جزء اشتباهاتى است كه آقايان دارند. آنهايى كه سوء قصد دارند كه سوء قصد دارند؛ يعنى مىخواهند اين رژيم را حفظش كنند و بعد هم هر كارى مىخواهد بكند. آنهايى كه حُسن نيت دارند و آن طور نيست كه بخواهند يك ظلمى ادامه پيدا بكند، آنها هم اشتباه دارند.
سى سال جنايت مستمر
اگر چنانچه ملت ايران كه اين همه جنايات برايش واقع شده است؛ اين آدم الآن حدود سى سال است كه دارد جنايت مىكند، در اين سال اخير چقدر جمعيت از ايران به دست اين و به امر اين، كشته شده است؛ حالا بعد از اين همه كشتار، بعد از اينكه همه مخازن ما را، نفت ما را، همه چيز ما را، مراتع ما را، جنگلهاى ما را به ديگران واگذار كرده است و نفت را بكلى از بين برده است و زراعت را بكلى از بين برده است و اين ملت را همچو كرده است كه بعد از چند سال ديگر، هيچ ندارد اين ملت، هيچ پشتوانه ندارد؛ يك كسى كه اين همه جنايات را كرده، ما بگوييم كه خوب آقا! شما حالا ديگر بفرماييد بالاى مسند بنشينيد و برويد سراغ الواطىتان، به حكومت كار نداشته باشيد؟! اين ملتى كه اين قدر خون داده، حالا آقا را سلطانش [كند]، به سلطنت قبولش بكند و بگويد كه خوب، شما ببخشيد! حالا ديگر همان سلطنت بكنيد! آن آقا باشيد شما! ديگر لازم نيست كه قوه اجراييه هم باشيد!
اجازه سلطنت به شاه، خيانت به مردم است
خوب كدام، كدام مسلمان از ما يك همچو مطلبى را قبول مىتواند بكند؟ كدام آدم منصف قبول مىكند كه بچههاى مردم، جوانهاى مردم، دخترهاى مردم، بچههاى