صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٢٥٧ - دگرگونى معنوى با عنايت خداوندى
نمىتواند اين جور ملتى را تغيير بدهد. خداست اين كار را كرده. اين دست خداست؛ هيچ قدرتى نمىتواند در ظرفِ- الآن مىشود گفت- يك سال و چند ماه، يك سال و چقدر [اين تحول را پديد آورد] براى اينكه قبلش يك قدرى همين طور تدريجى بود كار، و باز خروجى نكرده بود، در ظرف يك سال و چند ماه آن تحول و تغييرى كه در مملكت ما و در ملت ما حاصل شده است، كه راه صدها ساله رفته، يعنى ٢٥٠٠ سال را زير پا گذاشته و ماليده، اين نمىشود كه با دست زيد و عَمْرو باشد. هيچ نمىشود گفت روحانيون اين كار را كردهاند؛ نمىشود گفت مردم بازار اين كار را [كردهاند]؛ خير، دست خداست و از متن ملت جوشيده است اين [انقلاب] به امر خدا. و لهذا اميدبخش است. اين الهى است؛ اميدبخش است.
دگرگونى معنوى با عنايت خداوندى
الآن وضع ملت ما يك همچو وضعى شده است كه درست بر عكس آن وضعى كه در سابق داشت كه طبيعى او شده بود كه بايد اين كار را بكنم؛ بايد از شاه و از- نمىدانم- پاسبان و از صاحب منصب و اينها احترام كرد، و بايد چه كرد، بايد كتك خورد و حرف نزد، بايد مالياتِ ظلمى را داد و حرف نزد، بايد فحش خورد [و] صدا درنياورد، حالا رسيده است به تحول؛ اين جور تحول به بركت امر الهى. و جوشش از متن ملت به آنجا رسيده است كه طبيعيش شده است كه مرگ بر اين سلطنت كذا؛ اين طبيعى شده! الآن بچه تازه زبان باز كرده- من همين چند روز كاغذ داشتم- بچه كوچولو كه مربوط به ما بود گفته مثلًا كذا، همين مسائل؛ يعنى آنها نوشتهاند كه اين بچه كه تازه زبان باز كرده اين را گفته! يك مسأله طبيعى شده الآن. پس ما تا حالا اين خدمتى كه اين ملت به خودش كرده است، اين عنايتى [است] كه ذات مقدس حق تعالى به اين ملت كرده است. خيال نكنيد كه بعضى از اين اشخاصى كه از خود دستگاه هستند و وسوسه مىكنند: خوب چه شد؟ اين خونريزيها چه كرد؟ چه شد؟ اين نهضت چه كار كرد؟ چه شد؟ خوب چه بود! ببيند چى بود و چه شد: ملتى كه همهاش ذلت و پريشانى و سكوت در مقابل ظلم [بود]، الآن در مقابل ظالم مثل يك كوه ايستاده است و با مشتش با سرنيزه دعوا مىكند! چه