صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨ - تهمت كهنهپرستى به تعاليم اسلام
يك دهى در كردستان، ظاهراً آنجاها، آنها را نگه داشتند و آنجا بودند. علماى اصفهان را همين طور اذيتها كردند؛ و به حوزهها به قدرى فشار آوردند اينها كه در درسى كه مثلًا يك عدهاى بودند كه خود من درس مىگفتم آن وقت براى يك عدهاى، مثلًا چندين نفرى؛ يك روز كه من رفتم، يك نفر بود؛ گفتند كه اينها همه بين الطلوعين از حجرههايشان فرار كردند به سوى باغها؛ و آخر سر از باغها دوباره با يك لباسى، با يك طورى كه معلوم نشوند، مىآيند توى حجرههايشان. مىريختند در مدارس و طلبهها را، اهل علم را از مدارس مىگرفتند و مىبردند كه عمامه بايد نداشته باشيد! بايد نظام وظيفه برويد! هزار جور بساط درست مىكردند.
تهمت كهنهپرستى به تعاليم اسلام
مأمور بود اين آدم كه آن معنايى را كه اينها ادراك كرده بودند كه بايد اين دو تا قوه شكسته بشود، بايد اسلام و آنهايى كه علماى اسلامند و مبلغين اسلامند، اينها بايد شكسته بشوند، آن با آن فرم رفتار كرد. بعد كم كم اينها ديدند كه آن طور خيلى مثلًا مؤثر نيست، راه ديگر را پيش گرفتند: آنكه اسلام را يك جورى معرفى كنند به ملتها، به خارج و داخل كه در نظر مردم سبك بشود، يك مطلب خرافى باشد، يك مطلب كهنه باشد. و مشغول تبليغات شدند در خارج و داخل كه اسلام بله، اگر هم يك چيزى بوده است مال هزار و چهار صد سال پيش از اين بوده است. آن وقت يكوقتى بوده است كه اين عربها، مثلًا اشخاص وحشى بودهاند، اين هم يك تعليماتى براى آنها و در آن وقت يك چيزى بوده است؛ اما حالا كه تمدن پيدا شده است و نمىدانم چه پيدا شده است، ديگر اسلام كهنه شده است و به درد نمىخورد. تعليمات اسلام تعليماتى است كه مخالف با اين ترقيات است، مخالف با آزادى است؛ مردم ديگر در اسلام آزاد نيستند، زنها در اسلام اصلًا آزادى ندارند؛ و تعليمات در اسلام ممنوع است، نبايد هيچ يك از اين آثار تجدد باشد. اگر اسلام پيدا بشود، ديگر شما طياره هم نبايد سوار بشويد، ديگر شما مدرسه هم نبايد برويد، ديگر زنهايتان از خانه شان هم نبايد بيرون بيايند! از اين حرفها، طولانى و به طور وسيع، در دنيا پخش كردهاند.