صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٨٦ - فضاحتى به نام «انقلاب شاه و ملت»
وقت پيش از اين اصلًا نه وزيرى و نه وكيلى و نه چيزى، هر چه او مىگويد آن بايد بشود، چيزهاى ديگر چه است!- پس اين مطلب را نمىشود گفت كه نمىتوانيم بگوييم كه اين كارها همه خوب بوده است و اينكه كرده است، خوب كارى كرده است. اين را نمىتوانيم بگوييم.
نمىتوانيم بگوييم كه اين كارها بد بوده لكن شاه بىاطلاع بوده است از اين مسائل؛ و اينها همين طور خود به خود ديگران كردهاند و نسبت به شاه دادهاند! چنانچه حالا دارند يك دستهاى را كه از رفقاى ايشان بوده و- عرض مىكنم كه- با هم در جرمها شريك بودند، حالا اين دسته را گرفتهاند. حالا من هم نمىدانم چه جور گرفتهاند! يعنى واقعاً يك حقيقتى است اين، يا اينكه مىخواهند مردم را بازى بدهند. آنها باز رفاقت خودشان باقى است و اينها را به صورتْ- مثلًا- از مردم مخفى كردهاند، يك جايى هم برايشان، جاى خوبى هم درست كردند، اين را ما اطلاع نداريم. حالا ما فرض مىكنيم كه ايشان با آنها ديگر وفا نكرده و شريكها را گرفتهاند- اينها البته مىخواهند همچو صورتى را- ايشان هم خيال دارد كه يك همچو صورتى را به ذهن مردم بياورد كه حالا كه من فهميدم كه اينها خيانت كردهاند حالا همه اينها را ديگر من مىگيرم! معلوم شد كه اينها خيانتكارند. دوازده- سيزده سال، چهارده سال يك كسى وزير او بوده [١] و- عرض مىكنم- با هم همه كارها را انجام دادهاند، حالا تازه ايشان اين چند روزى كه مردم مقابلش ايستادهاند، حالا فهميده است كه اينها كارهاى بدى كردهاند كه اين مردم دارند اين طور هياهو مىكنند! و حالا اينها را گرفتند براى اينكه مردم بفهمند كه نخير، «اعليحضرت» مىخواهند اصلاحات كنند! همان طور كه «اصلاحات ارضى» كردند و «انقلاب سفيد» درست كردند، حالا هم مىخواهند انقلاب ادارى كنند و مىخواهند مسائل را درست كنند و وزرا را بگيرند، و وزراى زمان كذا و زمان كذا و خير، مىخواهند كارها را درست كنند ديگر، مردم چه حرفى دارند! اين هم كه كسى باورش ديگر از
[١] امير عباس هويدا، نخست وزير شاه.