صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٧٦ - لزوم كنارهگيرى صاحب منصبان ارتش
مىخواسته- عرض مىكنم- وزير باشد، او مىخواسته وكيل باشد، او مىخواسته سناتور باشد و اينها. اينها عمداً به اين مملكت ما خيانت كردند. و تمام اينهايى كه در اين دستگاه وارد بودند و خدمت كردند به اين دستگاه، اينها همه خائنند و هيچ لياقت اينكه به اينها يك كارى- و لو حمالى- را رجوع كنند ندارند! نمىشود آقا كه يك مملكتى كه اينها دارند، اينها مستشارهاى آنها هستند، و اينها مشير و مشارهاى آنها هستند، و تمامشان واضح است خيانتشان.
وكلاى غير قانونى مجلسين
من مىگويم حالا ما فرض مىكنيم كه شما رأى هم بر خلاف نداديد، شما يك آدمى بوديد كه- مثلًا- خلاف آنها را مىخواستيد بگوييد، ما اينها را فرض مىكنيم لكن مىتوانيد اين را انكار كنيد كه شما وكيل ملت نبوديد و رفتيد در اين مجلس و حقوق گرفتيد؟ اين را مىتوانيد انكار كنيد؟ مىتوانيد كه بنويسيد پس، كه ما وكيل مجلس نبوديم اينجا، همين جورى رفتيم؛ و خير، اينجا كه مىرفتيم هيچى نبود؛ حقوق هم نگرفتيم! تا به شما بگويند نخير آقا، شما در [اسناد] مجلس هست كه حقوق گرفتيد از اين ملت؛ حقوق ملت را گرفتيد، وكيل ملت هم نبوديد. خلاف قانون اساسى كرديد و خيانت كرديد به اين مردم و پول اين مردم را گرفتيد در صورتى كه وكيل نبوديد شما. اگر وكيل را سفارتخانه تعيين كند يا شاه تعيين كند كه وكيل نيست، اينكه قانونى نيست وكالتش. وكالت بايد هر جايى در هر حوزهاى همان اهالى آن حوزه، [انتخاب] بكنند. خوب، بگويند ما را تعيين كردند، بگويند كه- وكيلِ مثلًا تهران بيايد بگويد كه من را تهرانيها [انتخاب] كردند تا همه تهرانيها بگويند ما اطلاع نداشتيم از اين. اينكه وكيل آذربايجان است بيايد بگويد من وكيل آذربايجانم تا مردم بگويند كه نه آقا ما اطلاعى از اين نداشتيم. كجا اطلاع داشتند مردم از اين وكلا؟ كى مىشناسند اينها را؟
لزوم كنارهگيرى صاحب منصبان ارتش
نمىشود اينها را عذر حساب بكند كسى بگويد من معذورم، ما مجبوريم كه اين فرهنگ را در اين حد نگه داريم، ما مجبور بوديم كه اين ارتش را تحت [امر امريكا] قرار