صحيفه امام - الخميني، السيد روح الله - الصفحة ٤٠٥ - اختيار نفت در دست خودمان
شاهدوست يزد و كرمان و همه جا همين سنخند! شاهدوستى است كه اينها را وادار مىكند به اينكه پريروز دو- سه روز پيش از اين، آن مجسمه را آوردند پايين و شكستند و چيزها را كندند؛ هر كس يك تكه را يادگارى برداشته. مىگويند؟ ...؟ بله؟ ...؟ شاهدوستى است اينها؟!
اختيار نفت در دست خودمان
اصلًا معلوم نيست كه چه جور وضعى دارد اين ايران، و چه جور سنخى هستند اينها. اينها هم جزء تعجبآورهاست. اصلًا شما مىگوييد تعجب آور كه چه سنخ آدمهايى هستند اينها، كه در عين حالى كه دارد مىبيند كه حكومت نظامى گذاشته و فردا هم آتش مىزنند به اين شهرها و به اين دهات و به اين مردم، باز مىآيد در حضور [مردم] شروع مىكند به اين حرفها را زدن! «من التزام مىدهم، من تعهد مىدهم، من ضمانت مىدهم كه ديگر از اين كارها نكنم»! اين چه سنخ مغزى است! بايد وقتى كه بخواهند فلاسفه يا اطبا بيايند اين را تشريح كنند. اين طرز دماغ ببينند چه جورى است كه اين حرفها را مىزند! چه جور وضعى است اين، اين تشريح مىخواهد. آدم عادى كه اين طور نيست. خلاف عادت است اين! اين معجزه طبيعت است! [خنده حضار] بله، گفتهاند اين را. جداً هم فوق العاده است! [خنده حضار] در هر صورت، آنها از همه چيز استفاده مىكنند. بيشتر استفاده شان از اين بيحالى ملت بوده تا حالا. و حالا مىبينند كه نه، آن بيحالى تبديل شد به يك حال؛ تحول پيدا شد. حالا به دست و پا افتاده كه چه بكنم، بايد چه بكنم. همان طرفدارهاى امريكا كه در ژاپن بودند، در همان جايى كه من ديدم ترجمه كرده بودند آوردند، باز مصيبت نفت را شروع كردند، كه [قطع] آن نفت همه كارخانههاىِ- صنعتهاى اروپا را مىخواباند. در ژاپن اين را گفته [١] كه ژاپنىها را وادار كند بر خلاف؛ و حال آنكه ما نفتمان را مىخواهيم بفروشيم به كسى كه بخرد پول بدهد، [نه] كسى كه بخرد پايگاه درست كند. آخر اين از عجايب است كه يك كسى نفت ما را مىبرد، در
[١] در كنفرانس سران كشورهاى صنعتى جهان.